RSS Feed

برای قهرمانان خبر رسانی

۲۵ مهر ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

بسم الله الرحمن الرحیم

اتفاقات اخیری که پیرامون بازداشت ها انجام شد، بنده را به مرور خاطرات وا داشت. سال ۱۳۹۲ از یک تفکری نا امید شده بودم، از یک سری خط و نشان کشیدن های بین المللی خسته شده بودم، پیش خودم گفتم حالا تحمل اش می کنم، چهارسال یا هشت سال بعد در یک انتخاباتی، در یک فرایندی خانه نشین اش می کنم. یا حداقل اگر خانه نشین هم نکردم، نظرم را اعمال می کنم.بعنوان یک شهروند محترم رفتم و نظرم را در برگه رای اعلام کردم. مشکلی هم پیش نیامد و آن تفکر و آدم هایش با هم خانه نشین شدند.

سال ۱۳۹۴ هم قضیه پررنگ تر شد. حالم از یک سری آدم ها بهم می خورد، رفتم پای صندوق ، به اندازه خودم رای نوشتم، X , Y هم خانه نشین شدند، اتفاقا مفتخرم به همکاری در کاری که منجر به خسارت معنوی شد.

اما امروزه بازداشت ها خون ام را به جوش آورده. خون بنده ای که یک عضو کوچک از جامعه هستم به جوش آمده. مسئله بازداشت یاشار سلطانی یا صدرا محقق یا … اتفاقی افتاده که حالم از رییس محترم قوه قضاییه بهم می خورد. هرقدر هم صبر کنم، هیچ راه حلی نیست که نظرم را در مورد ریاست قوه قضاییه در انتخاباتی اعلام کنم. جز مسئولین خرد هم نیستند که بگویم فردی از رده بالاتر باید ایشان را نصب کنند. ریاست یک قوه است…

شاید مسئله بازنگری به قانون اساسی و کاهش اختیارات ولی فقیه، راه درمانی برای بیرون رفتن از این مهلکه باشد.


بدون دیدگاه »

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *