RSS Feed

سفرنامه رصد بارش های برساووشی

۲۴ مرداد ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

بسم الله الرحمن الرحیم

الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

(سوره آل عمران، آیه ۱۹۱ )

همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى کنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏ اندیشند [که] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار

.

وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ

(سوره روم، آیه ۲۲ )

در قرآن کریم، توجه به خلقت آسمان ها و زمین بارها و بارها تکرار شده. حتی هنگام مطرح شدن آسمان و زمین، خداوند متعال آن را با خلقت انسان مقایسه کرده است.

لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

( سوره غافر، آیه ۴۰ )

قطعا آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر [و شکوهمندتر] از آفرینش مردم است ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند!!!

*

ما روی زمین سوار هستیم. زمین و جو اش برای ما حکم کشتی دارد. زمین به دور خورشید در جاده فرضی معینی (مدار) می گردد. دنباله داری هم هست به اسم دنباله‌دار سوئیفت‌ که در مدار خودش گردش دارد اما هنگام حرکت، تکه هایی از جنس یخ و سنگ ازین دنباله دار کنده می شود. برای مثال مانند حرکت گچ روی تخته سیاه. با اینکه اصل گچ باقی می ماند، اما تکه هایی از گچ هم روی تخته سیاه باقی می ماند.

زمین با سرعت ۳۰ کیلومتر در ثانیه مشغول گشتن به دور خورشید هست و با این سرعت باور نکردنی حرکت می کند. حالا به مدار دنباله دار رسیده و این تکه های معلق بی جان در فضا نزدیک زمین شده اند. جذب زمین می شوند و با سرعت زیادی این تکه ها نزدیک ما شده اند. در اثر اصطکاک با جو در آسمان می سوزند و ردی از خود ( برای چند ثانیه ) بجا می گذارند. به هنگام سوختن هم نور می دهند. به این اتفاقات می گویند شهاب!

البته اگر این سوختن صورت نگیرد و شهاب سنگ مقاومت کند، به زمین می رسد و ممکن است حیات را تهدید کند! اما لطف خدا ما را از این اتفاقات فعلا مصون داشته است.

به این تلاقی با مدار دنبال دار و جذب های پی در پی شهاب سنگ ها، می گویند بارش شهابی. بطور خاص این بارش شهابی که دیشب، امشب و فردا شب اوج اش است، بارش شهابی برساووشی نام دارد. امسال حدود صد بارش در ساعت تخمین می زنند اما بطور عملی حقیر در طول شب فقط ۱۴۰ بارش دیدم. سنگ ها می آمدند، با سرعت زیادی حرکت می کردند و می سوختند. خط ترمزی هم به جای می گذاشتند. برخی پر نور بودن و برخی کم نور. در رنگ های سفید، قرمز، کرمی، آبی ( البته تنوع رنگ زیاد بود ولی اسم رنگ ها را بیشتر از این نمی دانم!) سنگ هایی که سابقاً دایناسورها را از پای در آوردند.

*

اکثر اتفاقات آسمانی، سوختن ها و تولد و برهم کنش ها، مربوط به میلیون ها سال پیش است که به تازگی خبرش به ما رسیده. حتی همین خورشید خودمان، اگر به سطح اش نگاه کنیم، در حد هشت دقیقه اختلاف با حالت زنده داریم. اما بارش های شهابی، اتفاقات کاملا زنده ای هستند. اختلاف زمانی که برای دیدن واقعیت داریم، حدود ۱ هزارم ثانیه است. ( یک هزارم ثانیه اختلاف زمان، یعنی کمتر از اختلاف زمان رسیدن صوت از فاصله یک متری به شما! ) واقعا همین الان می بینیم که سوار بر زمین هستیم و زمین با اجرام آسمانی بر هم کنش تماسی دارد و ما کل فرایند را با چشمانمان می بینیم. تکه ای سنگ آسمانی می آید، می سوزد و ردی به جای می گذارد.

*

بنیاد نخبگان استان قم، طی برنامه ای که روزهای پنجشنبه و جمعه ( ۲۱ / ۰۵ / ۹۵ ) اردویی برگزار کرد با عنوان کارگاه رصد بارش های برساووشی. برای بهتر دیدن این بارش ها، بایستی از آلودگی نوری شهر به دور باشیم که با انتخاب عالی رصد خانه امام علی روستای ویریچ این مهم محقق شد.

قرار بر این بود که برنامه ساعت ۴ شروع شود اما با تاخیر ۲۰ دقیقه ای همراه بود. سوار اتوبوس نامناسبی شدیم و اتوبوس کمی در شهر دور خود گشت و تعدادی مسافر از انجمن نجوم همراه ما شدند. سپس روانه جاده کهک پردیسان شدیم. در اتوبوس با دوستان فنی ( یک مهندس کامپیوتر و یک دانشمند هسته ای) تبادل اطلاعات و تجربیات صورت گرفت که بسیار کارامد و مفید بود. این بخش سفر که تبادل تجربیات صورت می گیرد همیشه از بهترین بخش های سفر نخبگانی! بوده است.

حدود نیم ساعت بعد، به در ورودی رصد خانه رسیدیم. رصد خانه همانند کاخ های داستانی بود و طی جاده ای پیچ در پیچ، نوک کوه ساخته شده بود.

photo_2016-08-15_02-06-52

در ابتدای ورود، خنکی هوا جلوه ای خاص داشت. سالنی شلوغ و فعال. نمایشگاه کتب نجومی برقرار شده بود و هر کسی هم بن تخفیف ده هزارتومانی کتاب داشت. در انتهای هشتی سالن، سالن جلسه ای بود که آموزش های پایه نجومی قرار بود در آنجا داده شود.

حدود یک ساعت آموزش ها، بطور کاملا عمومی واضح داده شد. نقشه خوانی نجومی، اندازه گیری زاویه و مهمتر از آن شیر فهم کردن بچه های مدرسه ای که زاویه چیست و چطور اندازه بگیرند، جای حیرت داشت!

برنامه از حدود اذان مغرب شروع شد و استاد شروع به تشریح آسمان کرد. لیزری که در دست داشت مانند میله ی نوری طوری جلوه می کرد که تا خود ستاره نور می رود. این خطای چشمی است اما از خطا بسیار درست استفاده کرده اند! ابتدا رصد مشتری با تلسکوپ های نامرغوب (عرف رصد های عمومی در دنیا استفاده از تلسکوپ نامرغوب و ارزان است ) و شلوغ آنجا شد. بعد جهت یابی آموزش دادند و تعیین قبله از روی موقعیت ستاره ها.

برنامه کاملا مفید، مختصر و کاربردی بود. بعد از شام، پتویی قرض گرفتیم و روی قسمت تاریکی از کوه نشستیم. بحث های عمیق فلسفی و فنی آنجا صورت می گرفت. هر شهابی که می آید جمعیت هیایو می کردند. شهاب ها با سرعت بسیار و درخشنده برای چند ثانیه ای مهمان چشمان ما بودند. برخی کاملاً سوختن شهاب پیدا بود و فرایند سوختن را می شد فهمید. تا صبح نخوابیدیم و مشاهده کننده زیبایی طبیعت بودیم . . .

نگارنده تحصیلات دانشگاهی در حوزه فیزیک دارد اما نظیر این شب در طول تحصیلات آکادمیک اتفاق نیافتاده بود…!


۱ دیدگاه »

  1. سروش گفت:

    سلام
    جای ما واقعا خالی
    بسبار زیبا بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *