RSS Feed

اسفند, ۱۳۹۴

  1. هذا فراق بینی و بینک

    اسفند ۲۸, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بعد از سال ها نوشتن و نوشتن در اینجا، داشتن دوستانی شفیق و … این ویرانه را ترک می کنم.

    نوشتن را ترک نمی کنم اما جای دیگری می رویم. 

    سرویس دهنده ای دیگر، با رویه ای دیگر، شخصیتی متفاوت و حتی شاید نگارش به زبان های عربی و انگلیسی

     

    خدانگهدار 

     


  2. نامه ای دیگر به اهل آسمان

    اسفند ۲۵, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    نوروز، نشان دهنده تکرار است. تکرار روزهایی که برای کائنات تقریبا ثابت است ولی برای ما هر دفعه اش متغیر. از این می توان فهمید در مقابل کائنات چقدر حقیر هستیم و فانی می شویم.

    اما به درونت بنگر! خود ثابتی داری. پس از بخش های فانی وجودت، خرج بخش های ثابت کن و در این راه بخل مورز.

    ارادتمند شما

    مرتضی

    یکی از آخرین روزهای سال ۱۳۹۴


  3. در آمدی بر تقویم

    اسفند ۲۴, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زمان!

    موضوعی که همیشه به آن فکر می کنم. چه هنگام اندازه گیری وقت باقی مانده برای انجام تکالیف و تحویل پروژه ها در ذهنم می آید. البته گاهی هم پایان ترم و فارغ التحصیلی و …

    و اصل موضوع زمان بر می گردد به مسئله پر رمز و راز مرگ. زمانی که مثل آب روان می رود.

    *

    آیا زمان تکرار می گردد ؟ آیا سایه ای از اتفاقات گذشته ممکن است هر چند روز یکبار، در روز های بعد تکرار شود؟

    مثلا ۱۰ محرم سال ۶۱ هجری قمری امام حسین شهید شد. آیا لازم است از آن روز ما هر ۲۵۵ روز یادبود بگیریم؟این یادبود مربوط می شود به زنده نگه داشتن آن ایام یا واقعا سایه ای از آن روز در سال بعد تکرار می شود ؟

     

    بر فرض که تکرار شود، این تکرار طبق ماه است یا خورشید؟

    ایرانی ها رسم دارند که اسفند لباس نو بخرند. اصلا اسفند که می رسد لباس نو هم باید خریده شود. عده ای هم خوشحال می شوند! البته تمام طبیعت هم لباس عوض می کند، هوا هم تغییر اش مشهود است !؟

    گاهی هم نوروز با ایام عزا تداخل می کند. اینجا است که سوال جدی تر مطرح می شود. نوروز حق است یا ایام عزا ؟ یا هر دو؟

    البته تقویم قمری آنچه الزام آور است، مربوط می شود به حج و ماه رمضان. به واسطه گردش ماه به دور زمین، واجب می شود یک ماه قمری از صبح تا شب چیزی نخوریم.

     

    اگر نظر شخصی ام باشد، تمام طبیعت حتی بدنمان با ایام شمسی پیش می رود. البته منظور از شمسی، به مفهوم عام است، تعصبی روی فروردین ندارم، تقویم هایی از جنس خورشید، چه یونانی باشد چه مسیحی چه باستانی!

    اما روح مان قمری پیش می رود.

    دستم برای استدلال گردش روزگار بر اساس خورشید بسیار پر است، نظیر اینکه کشاورزها برنامه شان را طبق خورشید می چینند، همچنین گردش گرها، سازمان های تامین کننده انرژی، مدارس و و و …

     

    و برای تاریخ قمری، استدلال عقلی ندارم. چرا که روح با عشق پیش می رود نه عقل. چه بگویم از بغض دیدن هلال محرم.

     

    با الهام از

    یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ

    بقره، آیه ۲۸۹

     

    و درخت خانه. که هر سال تجربه ای تکرار پذیر است. اسفند ماه زمزمه های بهار را در گوشمان می خواند.


  4. اعدام بعضی از ساحت های شخصیتی!

    اسفند ۲۳, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    این فضای پر رمز و راز مجازی، شخصیت جداگانه ای برای هر فردی می آفریند.

    اما اینقدر فضا گسترده شده و اینقدر داده با ارزش و بی ارزش در جای جای آن تولید کرده ام که شخیصت چند ساحتی مجازی پیدا کرده ام.

    برخی از شخصیت ها رو قهقرا می رود

    برخی هم رو به پیشرفت است، نظیر شخصیتی که در فروم مهندسین برق دارم بعنوان استاد ابزار دقیق!

    تلگرام و واتس آپ هم شخصیت اجتماعی خودم هست. فیس بوک هم که طنز آلود بود و خیلی وقت است کنارش گذاشته ام.

    در چند بلاگ بعنوان عاشق فیزیک بوده ام، البته هم عاشق بوده ام و خواسته ام مطالب فیزیکی را با زبان نرم آموزش دهم، اما رهایشان کرده ام.

    در ایمیل، نمی دانم افرادی که ایمیل مرا از کجا می آورند، سوال می پرسند و خیلی هم گرم هستند، وقتی هم کارشان را راه انداختند می روند پی کارشان. آن هم نوعی است دیگر!

    گاهی اوقات هم خواننده خوبی هستم، یعنی گوینده تمام نیستم و دیگری مطلب می نویسد، حاشیه می نگارم.

    جایی هم بعنوان محصل علوم دینی هستم، مثل شخصیتی که در باشگاه قرآنی دست و پا کرده ام.

    و از همه نفرت انگیز تر، شخصیت عاشق و معشوقی است که به تبع شخصیت های بالا ایجاد شده! از سمت بنده قضیه حل شده ولی از سمت دیگر نه. آن را باید اعدام کنم. حیف که دستم به آن شخصیت دور نمی رسد!


  5. زین پس اندوهم جاودان است

    اسفند ۲۲, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خطبه ی امیرالمومنین هنگامه ی دفن حضرت زهرا، این خطبه خطاب به رسول الله هست که عمق غم حضرت را نمایان می کند.

    و من خطبه له (ع) رُوِیَ عَنْهُ اءَنَّهُ قالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَیِّدَهِ النِّساءِ فَاطِمَهَع کَالْمُناجِی بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ: السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَهِ فِی جِوارِکَ، وَالسَّرِیعَهِ اللَّحاقِ بِکَ، قَلَّ یا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِی، إِلا اءَنَّ لِی فِی التَّاءَسِّی بِعَظِیمِ فُرْقَتِکَ، وَ فادِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُکَ فِی مَلْحُودَهِ قَبْرِکَ، وَفاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُکَ.
    إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَهُ، وَ اءُخِذَتِ الرَّهِینَهُ. اءَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ، وَ اءَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ إِلَى اءَنْ یَخْتارَ اللَّهُ لِی دارَکَ الَّتِی اءَنْتَ بِها مُقِیمٌ، وَ سَتُنَبِّئُکَ ابْنَتُکَ بِتَضافُرِ اءُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِها، فَاءَحْفِها السُّؤ الَ، وَاسْتَخْبِرْها الْحالَ؛ هذا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ یَخْلُ مِنْکَ الذِّکْرُ.
    وَالسَّلامُ عَلَیْکُمَا سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ، فَإ نْ اءَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَهٍ، وَ إِنْ اءُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنِّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِینَ.

    سلام بر تو اى رسول خدا(صلی الله علیه واله)، سلامى از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسیده است.

    اى پیامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(سلام الله علیها) کم شده، و توان خویشتندارى ندارم اما براى من که سختى جدایى تو را دیده، و سنگینى مصیبت تو را کشیدم، شکیبایى ممکن است، این من بودم که با دست خود تو را در میان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو میان سینه و گردنم پرواز کرد.

    همه ما از خداییم و به خدا باز مى گردیم. پس امانتى که به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسید، از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز که خدا خانه زندگى تو را براى من برگزیند.
    به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.
    سلام من به هر دوى شما، سلام وداع کننده اى که از روى خشنودى یا خسته دلى سلامى نمى کند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نیست، و اگر در کنار قبرت مى نشینم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.


  6. بوی نور

    اسفند ۲۱, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم االله

    برخی ادم اند، ولی جلوه شان، جلوه گر درخشش نور سفید هست
    گویی مرواریدی که درخشان شده

    اصلا چه بگویم؟
    برخی بوی نور می دهند.


  7. تجمع پریم

    اسفند ۲۱, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    قرار بود در مورد تجمع چیزی ننویسم؛ سکوت اختیار کرده ام. اما نظر یکی از خوانندگان مطلب، چون روی شخصی دارد؛ اینجا بصورت پست نقل قول می کنم.

     

    امیدوارم کارتون درست نشه. سربازی برای ادمهای مغرور واجبتر است با احتساب چند ماه بیشتر!

  8. بغض کهنه

    اسفند ۱۹, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله

    روزهای پایان سال هرگز برایم شیرین نیست

    غم شهادت روح الله تازه می شود
    که چگونه در برف های غرب کشور یخ زد.


  9. تجمع

    اسفند ۱۸, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    رفتار مسئولین در برابر تجمع بسیار معقول و خارج از حد تصور ما بود. انتظار ضد شورش، باطوم و بازداشت و سرکوب شدید داشتم اما در عمل چیز دیگری شد.

    همینجا از مسئولین بابت آرام کردن و دوستانه کردن فضا تشکر می کنم. فرصتی تعیین کردیم برای پیگیری و نتیجه بخش کردن تجمع. اگر در فرصت کاری نکردند تجمعاتی به مراتب شلوغ تر و رسانه ای تر برگزار می شود. تا اتمام فرصت، در این باره سکوت می نمایم.

     

    از همه دوستانی که دعا کردند متشکرم.


  10. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه…

    اسفند ۱۶, ۱۳۹۴ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    قوانین بنیاد ملی نخبگان در مورد سربازی ظالمانه تغییر می کند. این همکار سابق ما ، جناب آقای دکتر ستاری خیلی برای خودش می تازاند. قشر پخمه ی نخبه، در حرکتی بی سابقه تصمیم بر تجمع مقابل ساختمان بنیاد ملی نخبگان گرفته، تا اعتراض خود را نسبت به قوانین جدید در مورد تسهیلات سربازی نخبگانی اعلام کند.

    تا بنیاد از بهانه گیری هایش بکاهد و بگذارد کار پیش رود.

    تا …

    می رویم تا شجره ای بکاریم. درختی از جنس امید، حق خواهی و آزاد اندیشی نخبگانی

     

    از خوانندگان محترم درخواست دارم دعا کنند و آیت الکرسی بخوانند، تا هم کار پیش رود و هم اعتراض منحرف نگردد.

     

    +

    امیدوارم پست بعدی بلاگ از زندان نباشد.