RSS Feed

مهر, ۱۳۹۵

  1. برای قهرمانان خبر رسانی

    مهر ۲۴, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اتفاقات اخیری که پیرامون بازداشت ها انجام شد، بنده را به مرور خاطرات وا داشت. سال ۱۳۹۲ از یک تفکری نا امید شده بودم، از یک سری خط و نشان کشیدن های بین المللی خسته شده بودم، پیش خودم گفتم حالا تحمل اش می کنم، چهارسال یا هشت سال بعد در یک انتخاباتی، در یک فرایندی خانه نشین اش می کنم. یا حداقل اگر خانه نشین هم نکردم، نظرم را اعمال می کنم.بعنوان یک شهروند محترم رفتم و نظرم را در برگه رای اعلام کردم. مشکلی هم پیش نیامد و آن تفکر و آدم هایش با هم خانه نشین شدند.

    سال ۱۳۹۴ هم قضیه پررنگ تر شد. حالم از یک سری آدم ها بهم می خورد، رفتم پای صندوق ، به اندازه خودم رای نوشتم، X , Y هم خانه نشین شدند، اتفاقا مفتخرم به همکاری در کاری که منجر به خسارت معنوی شد.

    اما امروزه بازداشت ها خون ام را به جوش آورده. خون بنده ای که یک عضو کوچک از جامعه هستم به جوش آمده. مسئله بازداشت یاشار سلطانی یا صدرا محقق یا … اتفاقی افتاده که حالم از رییس محترم قوه قضاییه بهم می خورد. هرقدر هم صبر کنم، هیچ راه حلی نیست که نظرم را در مورد ریاست قوه قضاییه در انتخاباتی اعلام کنم. جز مسئولین خرد هم نیستند که بگویم فردی از رده بالاتر باید ایشان را نصب کنند. ریاست یک قوه است…

    شاید مسئله بازنگری به قانون اساسی و کاهش اختیارات ولی فقیه، راه درمانی برای بیرون رفتن از این مهلکه باشد.


  2. همراهی پروردگار

    مهر ۲۲, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در قرآن کریم، داستان رسالت حضرت موسی و مامور شدن به هدایت فرعونیان بارها آمده و از زاویه های مختلف این داستان مطرح شده است. زاویه عرفانی قضیه بسیار زیبا است

    هنگامی که موسی قصد هدایت داشت، کمی دلهره بود، اما خداوند متعال به خوبی دلداری داد

    قالَ لا تَخافا إِنَّنی‏ مَعَکُما أَسْمَعُ وَ أَرى‏

    (سوره طه، آیه ۴۶)

    {خداوند} فرمود : نترسید، قطعا من همراه شما دو نفر هستم، می بینم و می شنوم

    ***

    صرف نظر از داستان، دلداری خداوند چراغ راهی برای تمامی مشکلات زندگی هست. موسی صرفاً به خاطر آورد که خداوند همراه اش هست، خدا حضور دارد ، قضایا را خدا می بیند و می شنود، دلش قرص شد . . .


  3. تست هپروت ( انتقال از بلاگ قبلی)

    مهر ۲۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با همان دوستی که در چند یادداشت پایین تر سر سفره علم بود و نمی دانست کدام غذا را بخورد، مکاتباتی داشتیم. برایش صفات هپروت ها را مشخص کردم.

    البته رویکردی هپروت شناسی برای مهندسین برق و الکترونیک بوده.

     

    ****

    سلام
    توصیه اصلی ام به شما اینه که تو هپروت نباشید و هشیاری کامل داشته باشید.
    اتفاقا سینوهه رو برای همین به شما معرفی کردم.

    من الان ناراضی نیستم، فقط آرمان هایم تغییر کرده.

    منظورم از هپروت اینه که شما این همه علم رو دوست داری خیلی خوب، پس علم بازار یابی، تبلیغات و مدیریت تولید کجا رفت ؟ چرا تو لیست علایق تون نیست ؟
    مهندسی که تو دنیای واقعی صنعت فکر نکنه، بجای این که دنبال این علوم و فنون باشه ، فکر می کنه فیزیک و شیمی اش رو قوی کنه.

    یه لیست می ذارم، اگه این جز اعتقادات تون بود، بفرمایید تا از هپروت خارج تون کنم.
    ۱ ) فکر می کنید یه تکنولوژی نو بوجود بیارید، می دید دست یه بازار یاب و ملت براتون صف می کشند که بخرند ؟
    ۲ ) در طراحی فقط به خودتون فکر می کنید، اشتباه تولید کننده قطعات، مونتاژ کار ، اپراتور و حتی تکنسین تعمیر و نگهداری فکر نمی کنید.
    ۳ ) دستور العمل کاملی برای دستگاه هاتون نمی نویسید.
    ۴ ) فکر می کنید بهترین راه شناخت قطعه اورجینال، خرید از فروشنده معتبر هست و اصلا دانشی در مورد تعیین کیفیت قطعه ندارید.
    ۵ ) فکر می کنید سود وارد کننده ها حداقل هست و اگر زیر چند هزار تا قطعه لازم داشته باشید، اگر خودتان سفارشی وارد کنید گرون تر در میاد.
    ۶ ) فکر می کنید ایران یه جزیره هست که فقط همین قطعاتی که داخل اش هست رو حق دارید استفاده کنید.
    ۷ ) موقع خرید، به دو سه مغازه گردن کلفت اتکا می کنید، مثل پایا، جوان، یا چند سایت مناسب مثل ECA و آفتاب
    ۸ ) فکر می کنید مشکل عالم، با بالارفتن علم حل می شه.
    ۹ ) بیشتر از اینکه به تولید و اشتغال زایی فکر کنید، به طراحی و کشف علوم و فنون جدید فکر می کنید.
    ۱۰ ) هنگام طراحی، بجای اینکه استاندارد ها رو بخونید، کتاب ها و مقالات رو می خونید.
    ۱۱ ) هنگام طراحی، بیشتر از اینکه یادداشت های مهندسین مصرف کننده رو بخویند، دیتاشیت قطعات رو می خونید.
    ۱۲ ) فکر می کنید شبیه سازها، بخصوص پروتئوس درست کار می کنند.
    ۱۳ ) هنگام طراحی، به همه چیز فکر می کنید اما جای پورت ها رو برای جعبه در نظر نمی گیرید.
    ۱۴ ) با کولیس میانه خوبی ندارید!
    ۱۵ ) اول برد چاپ می کنید، بعدا می رید جعبه مناسب اش رو پیدا می کنید. شاید هم اصلا به جعبه فکر نکنید!
    ۱۶ ) با اسیوسکوپ میانه خوبی ندارید و فکر می کنید مولتی متر بهترین ابزار هست!
    ۱۷ ) اگر بخواهید دقت دو سنسور رو بررسی کنید، همون دو سنسور رو کنار هم می ذارید و اگر اختلاف شون کم بود، دقیق است.
    ۱۸ ) اگر ایده خوبی داشته باشید، مراکز دولتی سیل بودجه هاشون رو سمت تون روان می کنند.
    ۲۰ ) فکر می کنید اگر برای جایی با ایده ای سالی ۱۰۰ هزار تومان کاهش هزینه داشته باشید، هر سال ۵۰ هزارتومان به شما می دهند.
    ۲۱ ) فکر می کنید هر کسی غیر نقدی با شما کار کرد، پول اش سر موعد مقرر نقد می شه.
    ۲۲ ) فکر می کنید شما باید کار خودتان را بکنید، نیروی فروش کار خودش و سرمایه گذار هم کار خودش. و طراح م و مخترع نباید کار به کار آن ها داشته باشد.
    ۲۳ ) اگر یک زبان برنامه نویسی تسلط پیدا کردید، دیگه تمام زبان های دنیا سخت هستند و از آن زبان هم ناکارامد ترند.
    ۲۴ ) محاسبات را در میکرو کنترلر با نرم افزارهای مهندسی اپتمایز نمی کنید و اگر چند ضرب و تقسیم داشته باشید، همان فرمول خام را قسمت به قسمت در برنامه اجرا می کنید.
    ۲۵ ) در هنگام طراحی فکر کاهش قیمت تولید نیستید!
    ۲۶ ) هنگام طراحی، از همان اول به بردهای دو رو فکر می کنید.
    ۲۷ ) فکر می کنید از مراکز دولتی آبی گرم می شود. مثلا دانشگاه یا پژوهشکده خاصی می تواند مشکل مملکت را حل می کند.
    ۲۸ ) فکر می کنید یه استاد تمام لزوما از استاد فوق لیسانس دانشگاه تون با سواد تره.
    ۲۹ ) هنگام مطالعه رزومه فردی، اول از همه به مدرک دانشگاهی اش توجه می کنید.

    و …


    و …

    اینقدر لیست اش طولانی هست خارج از حوصله می شه.
    اول مسئله تشخیص هپروت مشخص بشه، بعد باقی سوال هاتون رو پاسخ می دم.
    برام بنویسید که کدام بند ها با تفکر تون سازگار هست.



    موفق باشی


  4. رمز

    مهر ۲۰, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم

    بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ


  5. عزت کجاست ؟

    مهر ۱۴, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ

    (سوره منافقون، آیه ۸ )

     


  6. برای هنرمندان گمنام خانگی

    مهر ۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    در گذشته، هنر ایرانی میان زندگی ها بود. یعنی زنان هنرمند ، قالی می بافتند، ترمه دوزی می کردند ، انواع کیف و لباس ها حاصل هنر دستان زنان هنرمند بود. شوهرها هم هنگام کار، آمدن به خانه و و و با دیدن هنر خانم هایشان آرام می شدند.

    هنوز هم میان زن های عشایر، روح تامین هنر زندگی زنده است. چیزی که در همنت روستا هم مشهود بود و بنده ای که فرزند شهر هستم، به مردان قشقایی غبطه می خوردم و هرگز تصور چنین زندگی زیبایی نداشتم….

    در گذشته نه چندان دور مادران ما در تمامی روستاها و شهرها، به فرزندان آموزش می دادند که هنر را در خانه بیاورند، هنر جاری بود و زندگی ها هم شیرین تر بود!

    مدرنتیه، این رفتار های شیرین را از زندگی گرفت، و هنر بجای عمومی بودن، مخصوص هنرمندان شده! و دیگر وسایل روزمره زندگی هم هنری نیست، هنر به فیلم ها و نقاشی ها تقلیل پیدا کرده. کسی کمتر وسیله هنری در دست اش می گیرد و این فاجعه فرهنگی به بار آورد.

    *

    در این میان، خیلی خوشوقت بودم که در میان دود و شلوغی های شهر، صاحب یکی از هنرهای خانگی شده ام . . .

    هنری، برای استفاده در زندگی روزمره، که با هر دفعه استفاده، روح تازه شود.


  7. هدیه و تبریک

    شهریور ۳۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بهترین کلام، برای ابتدای یادداشت، حمد و ثنای خداست . پس سپاس خدایی را که ما را خلق کرد، رزق می دهد، از آب دریاها ابرهای متراکم درست می کند و با باد به سمت ما رساند، بارش می کند و آب گوارا از آسمان به سمت ما می آید، و از این آب ، هرچیزی زنده می شود.

    وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا کَذَلِکَ النُّشُورُ

    سپاس خدایی که ما را خلق کرد، بدنمان کارخانه ای پیچیده است و روح مان را پیچیده تر از بدن مان خلق کرد! اینقدر که خودمان هم به درستی نمی توانیم روح مان را بشناسیم،

    وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً

    اما جسم گوشت-استخوانی مان را خوب می شناسیم.

    و شاید در این دنیای فانی، بهترین خبری که می توان داد این است که هدف خلقت عبادت است و این جای شکر است

    و مـا خـلقـت الجـن و الانـس الا لیـعبدون

    و این خیلی خبر خوبی است، در این دنیایی که به هیچ چیز اش نمی توان دل بست، هدفی بالاتر از دنیا داریم، مرتبه ای بهتر.

    اما بعد

    و خدایی که رزق می دهد. رزق فراتر از “روزی” است. برخی رزق را فقط در پول می بینند، اما همین پول نه تنها به درد آن دنیا نمی خورد، بلکه گاهی همین دنیا هم کمی میاورد، برخی در علم می بینند، برخی در بدن قوی، برخی در شهرت و … مثالی بزنم.

    می روی دم نانوایی، اگر بگویی علم دارم، کارت راه نمی افتد، می گوید پول ات کو ؟

    می روی المپیاد، اگر بگویی پول دارم، کارت راه نمی افتد، می گویند علم ات کو ؟

    و می روی میدان فوتبال، در آنجا هیچ کدام از این ها به کارت نمی آید، آنجا دیگر سواد و درامد و تعداد فرزندان و زمین و نمره و و و به کار نمی آید، آنجا جنس تعامل چیز دیگری است، آنجا(که در همین دنیا است) سرعت دویدن و قدرت عضله کشاله ران است که تعیین کننده است، تکنیک دریبل و قدرت شوت و … ها ارزش دارد. در همین دنیای فانی، به هیچ کدام از مشخص هایش نمی توانی اعتماد کنی که سراغ آن بروی، همه جا کارت را راه بیاندازد. همین دانشمند و فوتبالیست و تاجر وقتی بیمارستان می روند، معیار می شود “حد سلامتی”

    حالا این دنیایی که داشته هایش، اهدافش بدرد خودش هم نمی خورد، تصور کن ایستگاه کوتاهی است از سفری بینهایت که خدا برای ما چیده. جایی که دیگر جنس دنیا عوض می شود و به پلک بهم زدنی در قبر می رویم، شخصی روی سینه مان می نشید و می گوید اسمع افهم . . .

    خب ما برای عبادت آفریده شده ایم،رزق ما عبادت است.

    علم نافع رزق است، صدقه دادن رزق است، روزی است ( با  اینکه ظاهرا چیزی از دست مان می رود ) خوش خلقی رزق است، رزق بزرگی هم هست، کسی که خوش خلق هست، خودش راحت هست، دیگران از دست اش راحت اند

    ارزش تمام عبادات به نماز است. یعنی در قیامت اولین سوالی که می شود از نماز است. اصلا بالاترین رزقی که خداوند به هر کسی می دهد، کیفیت نمازش است، نماز بالاترین سطح رزق است. هم نماز روی کارهای دیگر ما تاثیر می گذارد و هم کارهای دیگر روی نماز تاثیر می گذارند و خالص رزق عبادت هر کدام مان، در نماز مان پیدا می شود.

    ان الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر

    نماز بزرگترین یاد خدا است و خلاصه زندگی در نماز جاری می شود.

    *

    حالا که ازدواج کرده اید، جای تبریک دارد، همان کسی که دستور نماز خواندن را از خدا به مردمان منتقل کرد، همان از سمت خداوند متعال پیام آورده که نماز دوران متاهلی هفتاد برابر مجردی می ارزد، چه کار پرسودی!

    هفتاد برابر شدن تان مبارک . . .

     

    + مقدمه متاثر از مقدمه کتاب فوائد الصمدیه است.