RSS Feed

بهمن, ۱۳۹۵

  1. خرید بزرگ، سه

    بهمن ۲۳, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شرکت به همان سیستم سنتی مانده بود. تمام مدارک دستی ثبت و بایگانی می شد، اگر مدرکی گم می شد، هیچ کس متوجه نمی شد، اسکنر مناسبی هم تهیه نسخه دیجیتال از مدارک در دست نبود. از آنجا که اسکنر جز اصلی  برای بایگانی مدارک است، مطالعه و بررسی اسکنرهای حرفه ای آغاز شد.

    اولین گزینه ، کانن، مدل F120 بود.

    اسکنری با سرعت اسکن ۲۰ برگ در دقیقه، توانایی اسکن بصورت فیدر و فلتیبل با قیمتی حدود ۷۰۰ هزارتومان ! مطالعه که کردم، در سطح بین الملل برای کارهای سنگین از این اسکنر راضی نبودند.  اسکنرهای مارک آی ویژن و کداک برای کارهای انبوه ، نتایج خوبی از خود بجا گذاشته اند .

    اسکنرهایی که توانایی تشخیص ورودی کاغذ با تکنولوژی اولتراسونیک دارند، بسیار بهتر جواب می دهند. از آنجا که نیاز به اسکن در قطع A3 بود، بعد از کلی گشت و گذار میان اسکنرها، به اسکنر کداک i2620 رسیدم، اسکنری با توانایی اسکن ۶۰ برگ در دقیقه، اسکن بصورت دو رو ( همزمان) توانایی اسکن انواع کاغذ در قطع های مختلف، کاغذ های تاخورده و …

    بطور کلی هرچیزی بجز منگنه درونش قرار بدهیم ، اسکن می کند، با سرعت باورنکردنی و بسیار زیاد

    تنها مشکل این اسکنر، قیمت بسیار بالای آن است. دو میلیون و صد هزار تومان قیمت اش پای ما تمام شد!

    بسیار عصبانی است و هنوز کاغذ داخل نرفته، اسکن می کند. با کلید های روی دستگاه هم می توان نوع اسکن را تعین کرد و بعد از زدن دکمه اسکن، خود دستگاه اسکن می کند و می پرسد که فایل کجا ذخیره شود. توانایی تشخیص کاغذ یک رو، دو رو، کلا سفید را هم داراست و تا حالا پیش نیامده دو کاغذ را همزمان به داخل بکشد. حتی وقتی که برگه چک و برگه A4 پشت سر هم اسکن شد . . .


  2. من منم، تو تویی!

    بهمن ۲۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    إِلَهِی کَیْفَ أَدْعُوکَ وَ أَنَا أَنَا !؟

     

    خدا یا چگونه تو را بخوانم، در حالی که من !؟

    من !؟

    منم دیگه!

     

    وَ کَیْفَ أَقْطَعُ رَجَائِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَنْتَ

    و چگونه از تو قطع امید کنم ، در حالی که تو، تویی! ؟

     

     

    مفاتیح الجنان، دعای مقاتل بن سلیمان، به نقل از امام زین العابدین . . .


  3. خرید بزرگ، میانبرنامه

    بهمن ۱۸, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    وقتی این همه ولخرجی کنیم و دستگاه های پیشرفته تر از سواد همکاران بخریم، داستان به جایی می رسد که ساعت ۲۱ و ۲۹ دقیقه در دفتر شرکت بمانم و برای نجات این تجهیزات بروز و گرانقیمت که زیر دست همکاران گرامی است، از این کتابچه ها بنویسم

    هنگام نوسازی اینجایش را دیگر نخوانده بودم!

    اعتراف می کنم از تکنولوژی رودست خوردم . . .

     


  4. خرید بزرگ ۲

    بهمن ۱۵, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    در یکی جلسات هیئت مدیره نشسته بودم. بحثی پیش آمد و رییس هیئت مدیره به یکی از پیمانکاران زنگ زد و تلفن را روی آیفون گذاشت. تقریباً کسی صدای تلفن را نشنید، چون وضعیت بلند گو افتضاح بود.

    *

    حالا تجهیزات نو شود، بی صدا که فایده ندارد !؟ دارد !؟

    این بخش از کار، شخصی ترین قسمت کار بود چرا که شرکت نیمه دولتی نیاز خاصی به صدا ندارد اما اتفاقی که ذکر شد بهانه خوبی دستم داد.

    به سایت های انتخاب و خرید رفتم و روی بلند گوی سه تکه فیلتر کردم. سه تکه باشد تا حسابی موقع Gaming و … Base اش صدا کند و برای اینکه خیلی مشکلی با لپتاپ ها و … نداشته باشد، یا بطور کلی همه جا بتوان از آن استفاده کرد.

    حیران بین سایت ها بودم، نظرات را می خواندم، صدا از آن مسائلی است که طرف خودش هم نمی تواند بفهمد چه می خواهد، انتخاب تجهیزات صوتی خیلی سخت است، چون چندان در قید و بند ارقام نیستند. موقع انتخاب مانیتور کار ساده تر است، با چند تا عدد سر و کار داشتیم که به مربوط به اندازه و رزولوشن و سرعت پاسخ و زاویه دید و … بود، اما در صدا خیلی اعداد استانداردی نداریم، محصولات گاهی بسیار گران می شوند ( مثلا بهترین مارک مانیتور از پایین ترین مارک مانیتور حداکثر دو برابر اختلاف قیمت دارند، اما در صدا این اختلاف به صد برابر هم می رسد و کاملاً گیج بودم. )

    در یکی سایت ها به اسپیکر سه تکه بلوتوثی که ۸۵ هزار تومان قیمت داشت. البته این محصول را در سایت موجود نوشته بودند اما در عمل موجود نداشتند. موقع خرید تماس گرفتند و گفتند که موجود نداریم. به هیچ عنوان کوتاه نیامدم و سر آخر راضی شدم از مارک های دیگر ، اسپیکر برایم بفرستند، حتما سه تکه و حتما بلوتوثی. در نهایت دو فروند اسپیکر بلوتوثی سه تکه ۱۵۰ هزار تومانی به قیمت ۸۵ هزار تومان بز خر شد.

    این شیرین ترین تکه خرید بود و الان هم از اسپیکر ها حتی در ساعات اداری استفاده می شود. آهنگ های ملایم سنتی، قرآن، سخنرانی دکتر سروش! و … با اسپیکرها پخش می شود. نکته ی جذاب اش اینجاست که با گوشی ها هم می توان پخش کرد و کلا دسترسی به اسپیکر راحت تر شده. هر کسی آهنگ جدیدی دارد می آورد وسط!

    و جذاب تر اش این است که با اسپیکرها نمی توان صدای مکالمه را پخش کرد، یا حداقل حقیر نتوانستم!


  5. خرید بزرگ

    بهمن ۱۴, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    طی هفته هایی که گذشت، فشار کاری بسیار زیادی متحمل شدم. خیلی زیاد…

    بودجه ای نامعقول از سمت شهرداری تهران به شرکت رسیده بود و بایستی طی یکی دو هفته، سی و پنج میلیون تومان تجهیزات رایانه ای می خریدم! کاری که تا کنون نکرده بودم و سنگین ترین خریدم تا قبل از آن ، حدود دو میلیون تومان بوده. بگذریم.

     

    پیشنهاد بنده :

    حالا که در شهرداری تهران پارتی خوبی داریم، دستگاه پلاتر بگیریم و صبح تا شب این بنر های بی سر و ته شهرداری تهران را چاپ کنیم و پول در بیاوریم.

     

    دستور رییس :

    حالا که ۲۰ میلیون تومان تیر و تخته خریدیم، کامیپوترهایی بگیریم که به تیر و تخته بیاد! نو کنیم

    • آخه چیزی لازم نیست. فقط موس و مانیتور و کیبورد رو نو کنیم. همکاران لیاقت کار با تجهیزات جدید ندارند.
    • OK!

     

    پیشنهاد یکی همکاران :

    از این کامپیوترهایی بگیر که تو بانک دی هست، همه اش تو مانیتور جمع شده

    • در دلم ( مردک اول برو اسمش رو یاد بگیر، بعد نظر فنی بده، بهش می گویند All in One )
    • گرونه ؟
    • به روز اش اگه بخواهیم بخریم دونه ای ۴٫۵ میلیون تومان هست
    • خب شش تا بخر، چیزی نمی شه، ۲۸ میلیون تومان

     

    چیزی که اجرا شد :

    مرحله اول نو سازی ظاهر بود، طبق دستور رییس

    بین همه کیبوردها ، گشتم و گشتم، بهترین کیبوردی که با قیمت پایین می توان خرید، کیبوردهای نور پس زمینه دار بود، به کیبورد فوق العاده زیبای شرکت تسکو رسیدم

     

    و مرحله بعدی نو سازی موس بود

    به سایت هایی که همه فروشگاه ها در آن جمع شده اند رفتم، مثل سایت ایمالز، کالاگرد و … در نگاه اول روی کلمه ی Gaming فیلتر انجام دادم، بین موس ها، موس A90 شرکت A4Tech چشمم را گرفت. این انتخاب مدتی طول کشید ولی فعلا که بقیه راضی اند. با نور متغیر جایی که کف دست روی موس قرار می گیرد.

     

    و مرحله بعدی، نوسازی مانیتورها.

    مانیتور قسمت سخت کار بود، دو هفته شاید بیشتر از سه مدل مانیتور به جمع بندی و بعد تغییر رسیده بودم، اما سر آخر جرئت کردم و مانیتور غیر معمول سایز ۲۴ اینچ از شرکت LG با کیفیت ۱۰۸۰ و دارای بلندگو خریداری کردم، به هر مانیتور ۵۸۰ هزار تومان

    بخشی از مکالمات و نظر سنجی ها

    • رییس مانیتور ۲۴ اینچ بخریم؟
    • بزرگ نیست ؟ چقدره
    • ( گوشی ۵٫۷ اینچی ام را به قطر روی مانیتور ۱۸٫۵ اینچی شرکت گذاشتم و گفتم تقریبا اینقدر!)

     

    • مانیتور ۲۴ بخریم ؟
    • نه گنده است، مخالفم.

     

    • مانیتور ۲۴ بخریم ؟
    • آره خیلی خوبه
    • چرا ؟
    • خیلی بزرگه، پشت اش مخفی می شم، چشمم به خانم … نمی خوره ( این دو خانم مدت ها است که با هم دعوا دارند و کل سازمان هم موضوع دعوا را می داند )
    • ( همانجا جلوی جمع سه بار کله ام را به دیوار کوبیدم و در دلم گفتم حیف بودجه، حیف تکنولوژی، حیف شرکت LG حیف … که خرج چنین گوسفندهایی می شود.)

     

    و خرید که انجام شد همه از ظاهر راضی بودند، هر که یک چیزی چشمم را گرفته بود، رییس عاشق مانیتور بود، مهندس شرکت عاشق موسی که دست را کاملا پر می کند و برایش تازگی داشت و یکی هم عاشق این کیبوردهای مخملی شکل بکلایت دار

     

    خیالم از نو سازی ظاهر راحت شد و کل کار با ۴ میلیون تومان سر و ته اش خرج شد، ماند ۳۰ میلیون تومان پول که بایستی به اختیار خودم و طبق نیاز سنجی، مثل یک مهندس خرج شرکت کنم. )

     

     

    البته همه خرید یکجا انجام شد، مراحل خرید و انتخاب کل ۳۴ ۳۵ میلیون تومان جنس یکجا بود، اما سعی کردم کار را به بخش های کوچک تری تقسیم کنم تا چیزی از قلم نیافتد.

    باقی ان شاءالله در نوشتارهای بعد . . .

     

    ( توضیح در مورد عکس نوشتار : شرکت مان قبل حین تعمیرات ساختمانی)


  6. حرف های نگفته

    بهمن ۸, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شاید شیرین ترین لحظات عالم، شنیدن حرف های بدردخور باشد. حالا چه حرف های دوستان، خانواده، نفرات جدید و …

    از بین تمام حرف ها ، شیرین ترین کلماتی که توسط بشر شنیده شده، کلمات قرآن است. اما این کلمات نورانی، همه داستان نیست، همه حرف های خدا نیست، چقدر شیرین است که بدانیم کلمات خدا تمام نشده، یا اگر حافظ قرآن شدیم، نمی توانیم حافظ تمام کلمات خدا شویم . . .

    قُلْ‌ لَوْ کَانَ‌ الْبَحْرُ مِدَاداً لِکَلِمَاتِ‌ رَبِّی‌ لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ‌ أَنْ‌ تَنْفَدَ کَلِمَاتُ‌ رَبِّی‌ وَ لَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ‌ مَدَداً
    (سوره کهف، آیه ۱۰۹)
    بگو: «اگر دریاها برای ( نوشتن ) کلمات پروردگارم مرکّب شود ، دریاها پایان می گیرد. پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد هر چند همانند آن ( دریاها ) را کمک آن قرار دهیم!
    اما کلمه رب: رب یعنی پرورش دهنده، گونه خاصی از مربی دلسوز است. نظیر مربی گری والدین برای بچه های کوچک. در آیه ای آمده
    وَ اخفِض لَهُما جناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَه وَ قُل رَبِّ ارّحَمهُما کَما رَبَّیانی صَغیراً
    ( سوره اسراء ، آیه ۲۴ )
    و از روی مهربانی و لطف، بال تواضع خویش را برای آنان فرود آر و بگو: پروردگارا! آن دو را (پدر و مادر) رحمت آور، همان‌گونه که مرا در کودکی تربیت کردند
    *
    پس کلمات گفته نشده خداوند، کلماتی است که بوی مهربانی می دهد، شنیدن این کلمات تمام نشدنی، شاید از بهترین پاداش های بهشت باشد.

  7. حرامزاده نمایی

    بهمن ۷, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    شهرداری تهران

    با دوستی بسیار عزیز وارد شهرداری تهران ( خیابان بهشت ) شدم. در ورودی ، این استاد عزیز گفت :

    • شهرداری چی ها تقریباً بی سواد اند. بی سواد نه به مفهمومی که من و شما می گیم، اونکه نه، بی سواد یعنی اینکه فقط بلدند اسم شان را روی کاغذ بنویسند و چیز دیگری بلد نیست. چون اکثراً سپاهی اند و هیچ چیز، هیچ چیز جز کت و شلواری که می پوشند ندارند.  اینقدر نفهمند که نمی دانند موقع خرید کت، بایستی مارک روی آستین را کند!
    • سازمان برنامه ای ها هم که همشون کت و شلوار می پوشند ؟
    • بله! ولی لیاقت کت و شلوارشون رو دارند. اما این ها ندارند…

     

    *

    قراره بروم شهرداری. برای اولین بار در عمرم همراه خانم به کت شلوار فروشی رفتیم. کت و شلوار سنگین اداری خریدم.

    ساختمان شهرداری تهران

    خریدم تا شبیه حرام زاده های شهرداری تهران شوم…