RSS Feed

مهر, ۱۳۹۷

  1. دانشگاه تهران

    مهر ۱, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    تصمیم گرفتم بالاخره از این ترم مثل یه بچه آدم، یه دانشجوی خوب در کلاس های ارشد شرکت کنم.

    واقعاً نمی فهمم بین این خرخون های دانشگاه تهران چرا مرا راه داده اند؟


  2. حمله اینترنتی

    شهریور ۲۸, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    تبلیغ hosseinwalkingday علی رغم اینکه کلاه برداری نبود(اصلا پولی بابت تور درخواست نکرده بودیم و +۱۸ هم نبود! ) و تایید شده بود از روی سایت حذف کردن

    بعدش هم ربات ها به سایت حمله کردند

    الحمدلله حمله جمع شد!

    با استفاده از تکنولوژی cdn اخرین ردپاهای ایرانی بودن سایت پاک شد

    پوستر تور اماده شده

    گواهی iso صادر شده و منتظریم بدست مون برسه

    با شرکت های بیمه ای خوشنام غربی در حال مذاکره ایم

    پادکست و کلیپ ها هنوز اماده نشده

    یه سری تجهیزات لازم داریم و باید جذب کمک های مالی انجام بدیم

    لوگو در دست طراحی هست

    و …


  3. گذر ایام

    شهریور ۱۸, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اسفند سال ۹۵ بود، با وام ازدواج به ضمیمه دو ماه حقوق که خرج نکرده بودم و پول حلقه ای که برای خرید حلقه پلاتین داده بودن ( با خرید حلقه نقره پول را بالا کشیدم!)، دنبال خرید خانه بودم. کلا ۳۴ میلیون تومان پول داشتیم.

    به قدری منطقه پردیسان قم را با همسر گرامی گشته بودیم که سیاه سوخته شده بودیم. 

    مجتمع های طلاب ارزان تر بود و بواسطه طلبی همسر راحت تر می توانستیم بخریم. یکبار برای تنوع در یکی از مناطق جدید ساخت پردیسان ( هزاره های ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ) مشغول گشت بودیم. رفتم از نگهبانی سوال کردم و پرسید چقدر پول دارم

    زد زیر خنده و گفت این خانه ها خیلی گران هستند! با این پول شما یک خواب هم نمی دن برید توش. خودتون رو مسخره کردید!؟

    وقت اذان بود و خسته و ناراحت و آفتاب سوخته به نزدیک ترین مسجد رفتیم.

    *

    دیروز ، ۹۷/۰۶/۱۷ ، خانه ای در همان مجتمع، پشت همان مسجد قولنامه کردیم!

    و الله مستعان


  4. خرید

    شهریور ۱۸, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خانه مان را فروختیم و خانه جدیدی خریدیم.

    الان که هنوز در خانه فروخته شده نشستم، هیچ علاقه ای دیگر به آن ندارم و بی تاب ام که به خانه جدید بروم.

    مهمترین دلیل برای حرص در خرید خانه جدید، وجود ۶۱ پله در خانه قبلی بود که پای پدر و مادرهایمان را از خانه مان بریده بود.


  5. خانه

    شهریور ۱۸, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یک خانه ۸۰ متری دیدیم و پسندیدیم. پای معامله آمدیم، فروشنده مدارک اش ناقص بود، قولنامه افتاد به شنبه یکشنبه


  6. فروش

    شهریور ۱۴, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خانه مان را به فروش گذاشته ایم و تا نیم ساعت دیگر قرار است که برود.

    از محل خاطره ها باید دل بکنیم و او را کم کم باید ترک کنیم . . .

    هرچند سود قابل توجهی کرده ام، اما دلم با همان خانه است . . .

    چقدر مرگ سخت است!


  7. وارستگی

    شهریور ۱۳, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    در چند نوشته اخیر از دلبستگی شدید به اموال و دنیا نوشتم. و وای برمن و امثال من هنگام مرگ و ترک این دنیای فانی . . .


  8. معتاد

    شهریور ۱۳, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    شده ام مثل این معتادهای تزریقی. برای خرید خانه جدید نیاز به پول دارم و هر چیز بدرد بخوری که به چشم ام می خورد، هرقدر هم که علاقه داشته باشم می دهم اش برای فروش

    امروز لنز ماکروی دوربین عکاسی را برای فروش گذاشتم و جدیداً هم این اسیلوسکوپ در حد نوی ژاپنی تو موزه رفته!

    https://www.radiomuseum.org/r/leader2_oscilloscope_lbo517lbo_51.html

    lbo-517 ای که در حد نو هست، ولی در خارج در موزه ها است را برای فروش گذاشته ام.

    هنوز فروش نرفته ازش دل کندم. از خوشی هایم، از دیدن نویزهایی که کشف شان می کردم آرام می شدم، از دستیارم در طراحی بسیاری از مدارات صنعتی، از همراهم در پروژه های هسته ای…

    بهرحال معتاد تزریقی شده ام.


  9. پول بی پیشتوانه

    شهریور ۱۳, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    از مراجع تقلید زیادی نظر بدست آمده که معامله با ارزهای دیجیتال ، برای مثال بیت کوین اشکال دارد. چون پول بی پشتوانه است.

    خوشگل! قشنگ! خوش فکر! ثبات بیت کوین نسبت به دلار در این هشت ماه گذشته چندصد برابر ثبات ریال در برابر دلار بوده. اگر هم پولی بی پشتوانه باشد این ریال بدبخت هست ، نه بیت کوین!!


  10. رفتن به جایی که اینجا نیست

    شهریور ۱۳, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مهاجرت، هرچه که باشد میل انسان از تغییر به شرایط بهتر است. حال این شرایط بهتر یا بصورت اجباری صورت گرفته، مثلا در جایی خشکسالی آمده و انسان مجبور است به جایی برود که آب دارد.

    یا مثلا در شرایطی قرار گرفته که کشورش در آتش گرانی و تورم است. مجبور است خانه بزرگتری بخرد تا سرمایه اش در آینده بیش اندازه شود.

    *

    مشغول تغییر خانه هستم، به خانه ای بزرگتر و جدید ساخت تر و آسانسور دار

    طی دیدن خانه های مختلف ، به مجتمعی رسیدیم که دقیقاً رو به روی مجتمع ما است، آن طرف خیابان ( خیابان عریضی در پردیسان قم هست که وسط اش کانال بزرگی است. دو طرف خیابان حریمی حدود ۱۰۰ دارد و خانه ها بصورت چشمی ۲۵۰ متر از هم فاصله دارند)

    از فاصله دور بین این همه ساختمان آجر نما، سعی کردم خانه خودمان را پیدا کنم. در نگاه اول شک کردم، اما نسبت به خانه همسایه چک کردم ( همسایه رو به رویی ما یک خانه کلاغ هست سر یک درخت) و پیدایش کردم

    به حالت بغض رسیدم، به حالت اشک … به حالتی که اولین بار با همسر گرامی مالکانه وارد خانه شدیم و غلدرانه بدون گرفتن مراسم خاصی، وارد منزل شدیم. به این بهانه که چهار دیواری اختیاری!!

    و چقدر خاطرات مختلف و خوب داشتیم. خانه ای که یک سال و اندی درونش بودیم و حتی یکبار هم صدایمان بالا نرفت! یک بار هم قهر نبودیم، یک بار هم خاطره بد نداشتیم

    و خانه ای که درش به روی همه باز بوده، بسیاری از اقوام بار اولی که پا به آن گذاشتند در آنجا شب خوابیدن، چقدر پدرم و مادرم در این خانه خواب رفتند و …

    و هیهات. همه این خاطره های خوش، همه این فتوح( خرید خانه با وام ازدواج!! بدون هیچ کمک خارجی فتح مبین بود!) جلوی چشمم گذشت و اشکی حلقه زد و دلبستگی دنیا را دیدم.

    هیهات، تف به این روحیه منفعت طلبی و جمع مال که خیلی از خاطرات خوب زیر چرخدنده هایش خرد می شوند.

    یاد متنی افتادم که دوستی به درخواست بنده نوشته بود.

    مهاجرت به اینجایی که اینجا نیست