RSS Feed

‘دسته‌بندی نشده’

  1. vps

    تیر ۳, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    دیروز ، برگ جدیدی از آب حوض کشی را به راه انداختم.

     

    برای جایی که بایستی هویت ایرانی مان مخفی می شد، vps خریدم، بعد یکم ور رفتم و ازش vpn ساختم . در کمتر از یک ساعت.

     

    به همین راحتی تبدیل شدم به کسی که می تونه شرکت vpn فروشی داشته باشه.

    گاهی تکنولوژی اینقدر خوش اخلاقه و خوب با مهندس راه میاد که ته کار خود مهندسی که باهاش کار می کنه کف می کنه از این همه سادگی و این همه پیشرفتگی همزمان


  2. کار امام حسین

    تیر ۱, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    سخت درگیر کار امام حسین علیه السلام هستم. گفتمان هم مشغول کارم اما اصلا امیدی ندارم.

    با اینکه امروز مدارکم رو جمع کردم که برم از دفتر شکایت کنم، مونده ام و تا آخرین لحظاتی که هستم کارم رو به نحو احسن ادامه می دم. الان هم یه استراحت پنج دقیقه ای ام و دوباره بر می گردم به کار…


  3. رمز

    خرداد ۲۱, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    سابق دفتر خروجی نامه های اداری اش رو تو WORD می داد. ملت نامه ها رو ادیت می کردن و کار دفتر به هم ریخته بود. کلی هزینه کردن و سامانه اپدیت شد.

    دفتر روی سامانه چارگون اش رمز گذاشته بود، بطوری که اگه نامه رو دانلود کنی بصورت pdf سکور شده دانلود می شه و نمی شه ادیت اش کرد.

    یه چنددقیقه ای روی این موضوع کار کردم به راحتی رمز شون شکستم. الان هر جنگولک بازی ای بخوام در بیارم می شه.

    مثل سابق

    نمی دونم ادارات دولتی چندصد میلیون هزینه سیستمی می کنند که تو کمتر از ده دقیقه هک می شه. چرا ؟

    واقعاً چرا؟

    *

    این چندمین هک ام در دفتر بود. دفعه قبل یه بنده خدایی که دسترسی ام رو به سامانه آموزشی محدود کرده بود هک کردم!


  4. دراپ باکس

    خرداد ۲۱, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    بعضی از کارهای فنی هست که خیلی دلنشین هست. می بینی ابزارهای هوشمندانه مهندسی چقدر راحت در اختیار عوام الناس قرار گرفته.

    امروز کاری کردم که ملت وقتی فایلی روی سایت اپلود می کنند، تو دراپ باکس هم ذخیره بشه.

    تهش خودم از این موفقیت کف کردم.


  5. تعمیر پکیج

    خرداد ۱۹, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    امروز ۱۹ / ۰۳ / ۹۸ پکیج منزل مان کار نمی کرد، مثل یک مهندس نشستم یادداشت های حرفه ای تعمیرکاران را مطالعه کردم، فهمیدم پمپ پکیج گیرپاژ کرده، با آچار ( پیچ گوشتی ) افتادم به جان پکیج، پیروز و موفق تعمیرش کردم.

    +خیلی لذت بخش بود!


  6. نوشتن

    اردیبهشت ۷, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    یکی از نشونه های اینکه بفهمی الان ذهنت کار می کنه یا کار نمی کنه، قلم زدن به قصد تفریح و آرامش هست.

    موقع نوشتن (اگر عادت به نوشتن داشته باشی) دو حالت پیش میاد

    • یا اتفاقات روزمره محل کار و زندگی ات تو ذهنت میاد.
    • یا چیزی غیر از این ها

     

    اگر مورد اول پیش آمد که وای بر آن ذهن، اگر مورد دوم پیش آمد یعنی یکم از روزمرگی خلاص شده ای.

     

    *

    فعلا مشغول خواندن کتاب عکاسی زیر آتش هستم. یه مشت آدم دلخوش که تو بدترین بحران های بشری (جنگ) که معمولاً هم هیچ ربطی به آن ها نداره ( بالاخره اگر ربط داشت بجای دوربین تفنگ دست می گرفتند) می روند و عکاسی می کنند.

    آخرش هم می شه چندتا یادداشت در مجله یا جدیداً پست های اینستاگرامی.

     

    ولی خاطرات قشنگی دارند.


  7. نزدیک است…

    فروردین ۲۱, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م


    بسم الله الرحمن الرحیم

    نزدیک است که از دفتر تبلیغات بروم، بروم جایی دیگر و این گفتمان و تحول هایش در علوم انسانی را ! تقدیم تیم شیرازی کنم.


  8. تبریک عید

    فروردین ۱, ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    عید را به همه تبریک می گویم، مخصوصاً آن دو عزیز خوش اخلاق و کاربلدی که ۳۰ دقیقه بامداد روز ۱ فروردین ( حدود یک ساعت مانده به سال تحویل) با نیسان شان آمدند و کنتورگاز خانه را تعویض کردند. اصلاً هم عصبانی نبودند و شاد و پر انرژی به کارشان ادامه دادند.

    تشکر هم کردم گفتند انجام وظیفه است.


  9. بوی عید

    اسفند ۲۶, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بوی عید میاد

    درگیر اسباب کشی ام

    درگیر حقوق نگرفته

    درگیر مشکلات خانوادگی برادر

    درگیر …

    دلم ولی در بازار تجریش تهران هست


  10. خانه جدید

    اسفند ۲۱, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله

    خانه ای که چندماه پیش خریده بودیم، از رهن مستاجر آزاد شد و الان که این مطلب را می نویسم درون خانه نشسته ام. بسیار خوشحالم و خدا را سپاسگزاری می کنم، خدا را سپاسگزارم بابت تمام نعمت هایی که به بنده داد.

    کوشش همسر گرامی در انتخاب و خرید خانه و سختی هایی که این چندماه کشیده، که بعضی هایش را اصلا نمی توان گفت و راز می ماند هرگز فراموش نخواهم کرد.

    این هم تجربه ای جدید از زندگی است. طی ۶ ماه، سه بار اسباب کشی، ۴ خانه عوض کردن!

    حالا دیگر به ملک خود رسیده ایم و مشغول تمیز کردن خانه هستیم…. و از خوشحالی پر در آوردم…