RSS Feed

‘دیوانگی ها’

  1. نامه ای از قدیم

    دی ۲۴, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    جوانتر که بودم، عطش علم درونم فعال بود، با افزایش سن و بهم ریختن وضع مملکت و … عطش کم کم کمتر شد.

    به اینقدر که وقتی یکی از تشنگان علم از بنده سوالی پرسید، باعث خنده ام شد!

    سوال این دانشجوی جوان را قرار می دهم

    سلام
    من متوجه شدم شما کارشناسی فیزیک دارین می خواستم یکم منو راهنماییم کنید.
    من الان ترم ۴ برق می خونم و به برق خیلی علاقه دارم و پروژه و مطالعه آزاد زیاد انجام می دم ولی به غیر از برق به فیزیک , ریاضی , کامپیوتر و دیگر رشته های مهندسی مثل مواد و شیمی و مکانیک(سیالات) هم خیلی علاقه داشتم.
    یک مقدار جنون اینو دارم که کارشناسی برق گرفتم تغییر رشته بدم برم فیزیک بخونم.
    به زمینه نسبیت و کوانتوم فیزیک هسته ای و حالت جامد خیلی علاقه داشتم.
    البته همه این چیزا که می گم علاقه دارم فقط دانش کلی دارم و فقط تو همین برق دانش بدرد بخور الان دارم. تو همین برق هم بین ۴ گرایش گیر کردم همشونو دوست دارم و تو زمینه الکترونیک و قدرت و کنترل , پروژه انجام دادم و فقط مونده پروژه مخابراتی انجام بدم. البته پروژه پردازش سیگنالی انجام دادم.
    تو گرایش ارشد هم به رشته میدان و امواج و سیگنال سیستم و ادوات الکترونیک و گرایش های کنترل علاقه دارم. علاقه دارم تو زمینه RF یا ادوات و طراحی IC کار کنم.
    نظر شما درباره رشته فیزیک چیه؟
    می خواستم تجربه خود شما رو درباره فیزیک خوندن بدونم.
    این علاقه ها داره منو دیوونه می کنه. نمی تونم از این همه علم چشم پوشی کنم. مثل یک سفره پر از انواع غذا های لذیذ می مونه که آدم می خواد همشونو تست کنه و یک دل سیر از همشون بخوره.
    ممنون می شم یکم راهنماییم کنید.


  2. دانشجوی خسته

    آذر ۱۸, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    دانشجوی خسته

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دانشجوی خسته

    تبدیل شده ام به یک دانشجوی بسیار خسته ی بی حال بی انگیزه. دانشجویی که از امتحان بیزار است! دانشجوی خسته به معنای واقعی اش!

    دانشجوی خسته

    دانشجویی که اصلاً دیگر وضعیت آب و هوا برایش مهم نیست و می خواهد وقتی از سر کار به خانه برگشت، دیگر دغدغه ای نداشته باشد، با دوران جدید و آدم های جدیدی تراکنش نداشته باشد و آرام بگیرد. کار کند، عبادت کند، مطالعه آزاد کند و در کل راحت باشد.

    دانشجوی خسته در حد اینکه حرف های استادش را به مشابه حرف های این افزونه بی ادب و ارد دهنده seo وبلاگش حساب می آورد. بی چون و چرا باید اجرا کند و اصلاً دنبال خلاقیت خاصی نباشد. دانشجویی که مثل همین رتبه گوگل ، دنبال رتبه علمی در جهان می گردد ولی کاری از کار پیش نمی برد.

     

    بعد از چندین سال دانشجویی ، خسته شده ام.

    متنفرم از دانشگاه . .. .


  3. اینستاگرام بی مزه

    مهر ۳۰, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اینستاگرام بی مزه

    چند روزی است که در این اینستاگرام بی مزه پا گذاشتم. قبلا هم گذرم افتاده بود ولی هیچوقت عضو نشده بودم.ساختارش از لحاظ نظم افتضاح است. اصلا نمی توان این شبکه را با فیس بوک یا توییتر مقایسه کرد. از آن بدتر رفتار مردم در این شبکه است! داخل و خارج هم چندان ندارد بطور خلاصه تبدیل شده :

    شبکه آه و اوف . ..

     

    اکثریت ملت در اینستاگرام بی مزه ! در این شبکه که واقعاً تحمل ناپذیر است؛ بجز نمایش خوشگلی و پولداری انگار کار دیگری ندارند!

    یک عده هم از این فضای بی نمک و بی خاصیت می خواهند کسب درامد کنند ، یکی اش خود بنده. که می خواهم برای گالری چرم میمرا کسب درامد کنم. یا حداقل درامد در شبکه های اجتماعی را یک بار تجربه کنم.

    کاش می شد برگردیم به دوران جوانی ، دوران رونق وبلاگ ها. ولی تکنولوژی و راحتی طلبی ملت بی وقفه پیش می رود و هیچ کاری اش هم نمی توان کرد

     

    ببینید

    https://www.instagram.com/mimraleather/

     


  4. حق مصاحبت !!! – خاطرات و دلنوشته های مرتضی میم

    شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله

    اخراج شده ام

    بدلیل عدم مراجعه نیم سال دوم تحصیلی پارسال، دانشگاه بنده را محروم از تحصیل کرده بود. قبولی مجدد کارشناسی ارشد(روزانه) که داشتم دانشگاه در نامه به نظام وظیفه اعلام کرده بود محروم از تحصیل شده ام. یعنی اخراج. یعنی بایستی بروم سربازی زیر عکس آقا پا بکوبم.

    نامه ثبت نام جدید هم نمی داد. با هوچی گری و فشار (سازمان برنامه ) بلطف خدا از شخص رییس دانشگاه تهران ( دکتر نیلی) دستور ثبت نام در مقطع کارشناسی ارشد را گرفتم.آموزش که این هوچی گری را دید ، تلفنی و بدون اخذ مدارک ثبت نامم کرد.البته فردایش مدارک را بردم. تعهد هم گرفت که معافیت تحصیلی و گواهی دانش آموختگی موقت دوره کارشناسی هم برایشان بیاورم.

     

    حق مصاحبت

    نامه معرفی جدید را بردم پلیس به اضافه ۱۰

    با پای لرزان و کلی نذر و نیاز وجعلنا خواندن  و …

    اینقدر از وضع هوا و چیزهایی که گذشت و بابا تو خیلی باحالی و مشتری اینجا بوده ام و کارتون خیلی سخته و آقا دوستت داریم و سیستم الکترونیکی خیلی شما رو اذیت می کنه و کار شخص شما خیلی سریع و عالیه  و و و گفتم تا آخرش برداشت اپراتور آنجا از کلمه “محروم از تحصیل” ، انصراف اینجانب بوده نه اخراج. تازه دو قورت و نیم اش هم باقی بود با این دانشگاه تهران و سیستم اداری بدرد نخورش!!! اینم از ادای حق مصاحبت آن کارمند گرامی!

    و در کمال تعجب نامه معافیت تحصیلی اینجانب صادر شد! بحمدالله تا سال ۱۳۹۹ از پا کوبیدن زیر عکس آخوندها معافم. باشد که باقی اش هم معاف باشم . . .


  5. حرامزاده اعظم

    فروردین ۱۴, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    سابق سخنانی نه چندان مهم در مورد تیپ کت و شلوار زده بودم.

     

    + آمد مردی که درخت کاری اش هم با کت و شلوار انجام می دهد. خدا رحم کند!


  6. نظارت جدا گانه، خصوصی کردن گناه جمعی

    دی ۹, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در جریان قرارداد پژوهشی با آبفا، دستگاهی طراحی و اجرا کردم که یکی از امکانات اش نمایش مصرف تجمعی آب(تقریباً همین عدد کنتور) و نرخ مصرف آب ( دبی)  روی نمایشگرش است. دستگاه به کنتور آب خانه وصل شده و LCD اش در جایی بوضوح پیدا است.

    فارغ از مسائل فنی مهندسی، نتیجه نصب دستگاه در خانه این شده که نظارت مصرف آب بسیار سریع، ساده و آسان شده بطوری که از فاصله سه چهار متری می توان فهمید فلان ظرف شستن چقدر مصرف آب داشت، یا حمام کردن چند لیتر مصرف کرد.

    گهگاهی در حمام یا آشپزخانه را می زنم و می گویم در این دقیقه مثلا ۱۲ لیتر آب مصرف کردی یا گاهی هم از محل کار به خانه برمی گردم، نگاهی به اعداد دستگاه می کنم و می فهمم در ۲۴ ساعت گذشته چقدر آب مصرف شده.

    با اینکه مصرف آب خانه حتی کمتر از نصف میانگین مصرف آب کشور است ولی با این حال زیاد است و از جحود اهل اروپا ۳۰% بیشتر است. بگذریم.

    دستگاه کمی اغتشاش در خانه ایجاد کرده و پروژه تلخی شده است. اولاً از نظارت نگرانند، نظارتی که دیگر گناه جمعی زیاد مصرف کردن آب، تبدیل شده به نمایش انفرادی مصرف و نشان دادن کارنامه مصرف در همان لحظه ی مصرف! و در کل برای همه تلخ و عذاب دهنده شده، حتی سازنده دستگاه هم اعصابش از دستگاه خرد شده و چند باری با سیم چین قصد حمله به سیم Pulse Meter دستگاه داشته!!

    وقتی گناه جمعی به گناه های انفرادی تقسیم می شود، وقتی افراد نظارت ظاهری را روی خودشان می بینند و سهم شان از گناه جمعی (در این مورد جمع خانواده) مشخص می شود، ناخواسته نوعی حیا و شرم از گناه بوجود می آید،

    کاش همگی سهم مان را از این گناه های جامعه می دانستیم، کاش سهم مان از مصرف آب، اکسیژن، آلوده کردن هوا، ترافیک، بدحجابی، رشوه، ربا و و و می دانستیم و راهی بود این گناه های جمعی بین افراد تقسیم شود، هر کس کارنامه اش را بداند، بلکه تقوایی حاصل شود . . .


  7. اخلاق

    مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    همیشه بی اخلاق ترین آدم هایی که در ذهنم می شناسم، آن هایی بوده اند که سعی می کردند مستقیماً درس اخلاق بدهند!


  8. هدف مشترک، روش های متضاد

    تیر ۱۷, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شاید تو شاخه های فیزیک، بیشتر از همه به علم احوالات گرما (ترمودینامیک!) پرداخته باشم. چه هنگام تحصیل و چه موقع کار . . .

    بگذریم، فارغ از این مقدمه که خیلی هم خوب نبود، یعنی اینکه با فیزیک مسئله ای که صحبت می کنم مشکلی ندارم، اما باز هم نمی فهمم!

    در خانه هم کولر آبی هست هم کولر گازی.

    هر دو قرار هست خنک کنند، یکی رطوبت را زیاد می کند، بایستی در اتاق باز باشد تا بهتر خنک کند.

    آن یکی (کولر گازی) هم قرار است خنک کند، دشمن رطوبت است، اصلاً حالتی دارد تحت عنوان رطوبت گیر، تا رطوبت هم در هوا باشد خنک نمی کند! بایستی در اتاق هم بسته باشد.

    چه می شود که دو وسیله با هدف مشترک، کاملاً روش شان با هم متفاوت است. هر دو هم تا حدی موفق اند.

    ضمناً اگر کولر آبی و گازی با هم روشن شوند، به جنگ هم می روند و اصلاً خنکی اتفاق نمی افتد!


  9. خیلی سعی کردم آدم باشم

    تیر ۱۵, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    خیلی سعی کردم آدم باشم. اصلاح شوم. از روزی که با اینترنت آشنا شدم، نمی دانم این فضا چه داشت که مدام فکرهای بد به سرم زد.

    انواع دردسرها، تلاش برای قانون شکنی یا …

    حمله به سایت مقام عظمی و سرکار گذاشتن سازمان سمپاد، هک کردن چندین ایمیل با روش های بچه گانه، ارائه پوستر دیگران به نام خودم و بردن جایزه و و و

    بهرحال.

    بسادگی کاری کردم که بدون اخذ نماد اعتماد الکترونیک برای سایتی، به درگاه بانکی متصل شوم، تراکنش موفق انجام دهم. بدون اینکه اسکریپت های آماده ای استفاده کنم که درصد کم می کنند. یعنی پول مستقیماً به حساب خودم وازیر گردد.

    شاید این کار برای فنی ها خنده دار باشد، اما نمی دانستم اینقدر ساده هم می توان مالیات چی ها را دور زد، هم بانک دار ها . . .

    [advanced_iframe securitykey=”b60d11e2b438f75e724ecee6381653a97247f512″]

     


  10. بدترین نوع الهی نویسی

    خرداد ۲۳, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اینجا که می آیم حس نوشتن ام گل می نماید!

    و نوشتن در مورد دین بسیار حساس است. به نظرم بدترین نوع نوشتن شرح شخصیت خود و اتفاقات روزمره و ارتباط آن ها با کلام الهی باشد.

    حالا فرقی نمی کند، حوزه علمیه، دانشگاه یا فضای مجازی!