RSS Feed

‘ذوق زدگی’

  1. تاریخ

    مهر ۲۲, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله

    مطالعه تاریخ همیشه لذت بخش بوده.

    تا حالا منبع جالبی برای مقایسه ، مشاهده عینی وقایع و … پیدا نکرده بودم تا اینکه با این سایت فوق العاده آشنا شدم.

    http://histography.io/

  2. گذر ایام

    شهریور ۱۸, ۱۳۹۷ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اسفند سال ۹۵ بود، با وام ازدواج به ضمیمه دو ماه حقوق که خرج نکرده بودم و پول حلقه ای که برای خرید حلقه پلاتین داده بودن ( با خرید حلقه نقره پول را بالا کشیدم!)، دنبال خرید خانه بودم. کلا ۳۴ میلیون تومان پول داشتیم.

    به قدری منطقه پردیسان قم را با همسر گرامی گشته بودیم که سیاه سوخته شده بودیم. 

    مجتمع های طلاب ارزان تر بود و بواسطه طلبی همسر راحت تر می توانستیم بخریم. یکبار برای تنوع در یکی از مناطق جدید ساخت پردیسان ( هزاره های ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ ، ۸ ) مشغول گشت بودیم. رفتم از نگهبانی سوال کردم و پرسید چقدر پول دارم

    زد زیر خنده و گفت این خانه ها خیلی گران هستند! با این پول شما یک خواب هم نمی دن برید توش. خودتون رو مسخره کردید!؟

    وقت اذان بود و خسته و ناراحت و آفتاب سوخته به نزدیک ترین مسجد رفتیم.

    *

    دیروز ، ۹۷/۰۶/۱۷ ، خانه ای در همان مجتمع، پشت همان مسجد قولنامه کردیم!

    و الله مستعان


  3. عربی فصیح

    آبان ۸, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    لالایی:

    قمرٌ منیرٌ ابیضٌ

    و انی فی العالم افضلٌ

    (ماه تابان زیبا ، و من در عالم بهترینم(چون تو بغلم هستی )

     

     

    یا للسعاده لهذه الوقت شریفه

    حمد لله الذی خالق کبیره

    (ای جان، چه خوشوقتی به این لحظات گرامی . خدا را شکر می کنم کسی که خالق بزرگ است)

     

     

    جسمک ظاهره علی یدی

    و شوقک علی کبدی

    (به ظاهر بدنت در دستم هست ولی شوق تو در جگرم رفته)

    *

    چند ساعتی میزبان طفل عرب یک ساله ای بودم ( متاسفانه فرزند طلاق بود و پدرش چند ساعتی پسرک شیرین را مهمان ما کرده بود ) و برای آنکه غریبی نکند سعی کردم به عربی لالایی بگویم! با اینکه هیچ پیش زمینه ای نداشتم اما این فرزند اینقدر شیرین بود که لالایی خودش آمد. تازه اینجا بود که فهمیدم عربی فصیح هست یعنی چه!


  4. برای هنرمندان گمنام خانگی

    مهر ۲, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    در گذشته، هنر ایرانی میان زندگی ها بود. یعنی زنان هنرمند ، قالی می بافتند، ترمه دوزی می کردند ، انواع کیف و لباس ها حاصل هنر دستان زنان هنرمند بود. شوهرها هم هنگام کار، آمدن به خانه و و و با دیدن هنر خانم هایشان آرام می شدند.

    هنوز هم میان زن های عشایر، روح تامین هنر زندگی زنده است. چیزی که در همنت روستا هم مشهود بود و بنده ای که فرزند شهر هستم، به مردان قشقایی غبطه می خوردم و هرگز تصور چنین زندگی زیبایی نداشتم….

    در گذشته نه چندان دور مادران ما در تمامی روستاها و شهرها، به فرزندان آموزش می دادند که هنر را در خانه بیاورند، هنر جاری بود و زندگی ها هم شیرین تر بود!

    مدرنتیه، این رفتار های شیرین را از زندگی گرفت، و هنر بجای عمومی بودن، مخصوص هنرمندان شده! و دیگر وسایل روزمره زندگی هم هنری نیست، هنر به فیلم ها و نقاشی ها تقلیل پیدا کرده. کسی کمتر وسیله هنری در دست اش می گیرد و این فاجعه فرهنگی به بار آورد.

    *

    در این میان، خیلی خوشوقت بودم که در میان دود و شلوغی های شهر، صاحب یکی از هنرهای خانگی شده ام . . .

    هنری، برای استفاده در زندگی روزمره، که با هر دفعه استفاده، روح تازه شود.


  5. نتیجه کنکور کارشناسی ارشد

    شهریور ۸, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    کارشناسی ارشد هواشناسی دانشگاه تهران قبول شدم.


  6. کوثر نوری به کویر قمی

    مرداد ۱۳, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    اسوه تقوی و نجابت بود، در پیشگاه خدا شانی از شان ها داشت، بطوری که امام رضا در زیارت نامه خطاب به ایشان می فرمایند

    یا فاطِمَهُ اِشْفَعى لى فِى الْجَنَّهِ ؛ اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت کن ،

    فَاِنَّ لَکِ عِنْدَاللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ؛ که ترا نزد خدا مقام رفیعى است.

    و در مورد شان ایشان

    «من زارها فله الجنه‏»، هرکس او را زیارت کند بهشت‏ براى اواست.(۱۴) و فرمود «من زارالمعصومه بقم کمن زارنى‏» وفرمود: «من زارها عارفا بحقه فله الجنه‏»

    امروز یا فردا (بسته به زمان انتشار این یادداشت!) سالگرد میلاد ایشان است. بسیار ذوق زده ام اما دست بنده و شاید به نحوی دست تاریخ از بیان ذوق زدگی کوتاه است

    …با آنکه دختر یکی از سرشناسان عصر خودش بود، اما فقط پنج حدیث از ایشان به دست ما رسیده. نه آنکه بی سواد یا کم دانش یا بی تقوی بود، از شدت محجوب بودن ایشان است. همان پنج حدیث هم ، چهارتایش پیرامون مسئله ولایت (امیرالمومنین) است…

    مابقی متون شبه دینی! که از ایشان داریم داستان ها و خاطرات شخصی و خوابنامه ها هست، با آنکه برکت در حرم ایشان از روز روشن تر است، اما قلم بنده بدین حرف ها نمی رود.

    مرغ دلم راهی قم می‌شود‌
    در حرم امن تو گم می‌شود

    عمه سادات سلام علیک
    روح عبادات سلام علیک

    کوثر نوری به کویر قمی
    آب حیات دل این مردمی

    عمه سادات بگو کیستی؟
    فاطمه یا زینب ثانیستی؟

    از سفر کرب و بلا آمدی؟
    یا که به دنبال رضا آمدی؟

    من چه کنم شعله داغ تو را
    درد و غم شاهچراغ تو را

    کاش شبی مست حضورم کنی
    باخبر از وقت ظهورم کنی

    (مرحوم آغاسی)


  7. اینفو گرافی

    مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    به توصیه استاد چیت چیان – در جلسه باشگاه قرآنی نور –  سوره قصص را در تفسیر المیزان مطالعه کردم. این سوره داستان نزاع یک شیعه موسی با مردی قبطی است که سرانجام موسی علی السلام مرد غبطی را به درک واصل می کند.

    اینفوگرافی داستان، با محوریت قرآن و تفسیر المیزان

    Untitled-9

    البته اینفوگرافی غیر حرفه ای است و در واقع اولین کار عملی ام با نرم افزار ایندزاین هست…

    حالا که به یادگیری indesign مشغولم چه بهتر که موضوع کار قرآنی باشد. هرچند غیر حرفه ای، حداقل اگر این فن بدرد دنیا نخورد، به درد آخرتم بخورد! ان شاءالله


  8. InDesign

    مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    مشغول کار با نرم افزار ایندزاین هستم. به فصل چهارم کتاب ایندزاین نوشته آقای مسعود شباهنگ رسیده ام. اینقدر شیرین و جذاب هست که حس روزنامه دیواری نویسی های دوران کودکی برایم ایجاد شده . ..


  9. کارخانه قطعه سازی (آب حوض کشی پلاس پلاس پلاس پلاس )

    تیر ۲۷, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

     

    نمی دانم روزگار چرا بازی ام می دهد. بی حساب علم می رسد اما نمره نمی رسد! موفقیت فنی می رسد اما پول نمی رسد!

     

    بهرحال، دیروز، ۹۵/۰۴/۲۶ گرید تولید قطعات جنگنده را از نیروی هوایی ارتش اخذ کردم. یعنی الان رسماً بعنوان قطعه ساز می توانم در مناقصه ها شرکت کنم و اگر برنده شدم، قطعه را تولید کنم!!

     

    این عکسی از هسته مرکزی کارخانه تایید شده تولید قطعات جنگنده

    photo_2016-07-17_08-49-42


  10. دشت اول

    تیر ۹, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دشت اول فروشگاه انجام شد.

    توسط مسئولین بانک که درگاه بانکی مشکلی پیدا کرده بود. پس از اینکه خودشان وارد سایت شدند و تغییرات انجام دادند، ۱۰۰۰ ریال خرید کردند و به حساب ام واریز شد. تا بدینوسیله، دشت اول فروشگاه انجام شود . . .

    حالا با اینهمه پول چه کنم !؟