RSS Feed

‘فروشگاه نوشت’

  1. بازار یابی تهاجمی

    مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    هوالله

    بعد سالیانی که مشتری ها سراغم می آمدند، از امروز کار تهاجمی را شروع کرده ام، یعنی ارتباط با مشتری بدون هیچ واسطه ای . . .

    فعلا که دستگاه فکس ، به صرافت افتاده و شرکت های سیمان را مرور می کند!


  2. سرعت بارگذاری

    مرداد ۷, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    سرعت بلاگ بیشتر یا کمتر شده ؟

    اصلا محسوس است ؟

    دوستان لطفاً نظر بدهند.


  3. دشت اول

    تیر ۸, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دشت اول فروشگاه انجام شد.

    توسط مسئولین بانک که درگاه بانکی مشکلی پیدا کرده بود. پس از اینکه خودشان وارد سایت شدند و تغییرات انجام دادند، ۱۰۰۰ ریال خرید کردند و به حساب ام واریز شد. تا بدینوسیله، دشت اول فروشگاه انجام شود . . .

    حالا با اینهمه پول چه کنم !؟


  4. اعتماد

    خرداد ۲, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    نماد اعتماد ام هم آمد. ذوق زده شدم. حالا دریافت درگاه پرداخت اینترنتی و سامانه پیامکی فروشگاه مانده.

     

    و یک عالمه کار فروشندگی…


  5. کارها

    اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    طی سالیان گذشته هیچگاه دید تجاری به پدیده اینترنت نداشته ام. حال به سرعت، تَکرار می کنم، به سرعت وارد بعد تجاری قضیه شده ام. کارهای نماد اعتماد الکترونیک تقریباً انجام شده است، حساب بانک سامان باز کرده ام، درگاه از شرکت راشاپی گرفته ام تا فعلا کار پیش رود، به نحو اعجاب انگیزی علاقه ام به عکس ها زیاد شده تا کار را بهتر انجام دهم، حتی فوتوشاپی که سالیان دراز کنار گذاشته بودمش، برایم برگشته و و و …

    افتتاح همزمان دو فروشگاه اینترنتی، در دست اقدام بودن یک فروشگاه اینترنتی دیگر، ساخت سه سایت شرکتی اطلاع رسانی، ساخت دو وبلاگ شخصی، همه همه در کمتر از یکماه، آن هم بدون استاد.

    حس می کنم شده ام شبیه ربات ها… گاهی کمرم پشت رایانه خشک می شود.


  6. فروشگاه نوشت

    فروردین ۲۸, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    فروشگاه کامل و کامل تر شد. امروز درگیر کارهای ظاهری آن بودم و اسلایدر صفحه اول آن را سر و سامان دادم.

    حالا مانده محصولات زیادی در آن وارد کنم اما مهمترین کار، نقص درگاه پرداخت است. هنوز نماد اعتماد دیجیتال اخذ نکرده ام و بدون نماد نمی توان درگاه پرداخت گرفت و این یعنی عملا فروشگاه تعطیل است. بعد از این کارها باید با همکاران تجاری اینده در تهران وارد مذاکره شوم. برای اینکار، می خواهم اولین بار در عمرم کت و شلوار بپوشم و با نشان دادن تیپ و ظاهر مهندسی، همکار جذب کنم. چه کار چندش آوری!