RSS Feed

‘نخبگی’

  1. برای ورشابی عزیز

    آبان ۲۸, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    کاری شبیه کار آقای ورشابی

    در محل کار جدید ، کاری شبیه کار آقای ورشابی دارم. کارشناس یک جشنواره بی سر و ته فرهنگی هستم که قرار است برای نخبگان علوم انسانی ، کار تحولی کند! بماند. اما داستان از اینجا شروع می شود که دوستان وقت و بی وقت پیام می دهند و انتظار دارند به سرعت کارشان پیش برود. با رفتار های بچه گانه و …

    مثلا انتظار دارند روز تعطیل ، با مسئولین دیگر و مسئول فنی آموزش و و و ارتباط بگیرم. زمین و زمان جفت و جور شود که کار آن ها به سرعت پیش رود.

    نظیر همین کاری که با آقای ورشابی زیاد کرده ام! الان که می بینم چقدر بد است از پیش خانواده بلند شوی و بروی سراغ رایانه تا کار پیش رود ، یا حجم انتظارات را می بینم چیزی جز تشکر و معذرت خواهی از دستم بر نمی آید.


  2. کیف پول لیزری ( آب حوض کشی )

    اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    در راستای استاندارد سازی تولیدات چرمی، الگوی کیف پول کتی را با نرم افزار Corel Draw کشیدم و این شد نتیجه تلاش بنده و بستگانی که زحمت دوخت را کشیدند.

     

    *

    در همنت روستا غبطه به مردانی می خوردم که در خانه هایشان صنایع دستی رونق داشت، کم کم این غبطه کم رنگ شده. خوشحالم و شاکر خداوند متعال هستم.


  3. لیزر کردن چرم

    اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یک سال از همنت روستا گذشت و به فکر استاندارد سازی صنایع دستی بودم. بطوری که اگر هزار تا جنس همزمان تولید شد، هزارتا شبیه هم باشند.

     

    *

    با لطف خدا تا حدی به هدف رسیدم و چرم را به لیزر سپردم. الگوی کیف پول چرمی که با Corel Draw طراحی کرده بودم به سرعت روی چرم نشست و با دقت میلیمتری چرم بریده شد. همه چیز میزون. سوراخ های جای دوخت هم دقت عجیبی داشتند. در نهایت کیف ها را به خانم دادم و بصورت دستی دوخت. بعد از اتمام کار، همین که دو نسخه کیف را به شرکت بردم،همکاران به سه برابر قیمت تمام شده خریداری کردند!

     

    چندین سفارش هم آمد که موکول به هفته آینده شد . . .


  4. تاثیرات همنت روستا ( آب حوض کشی )

    اردیبهشت ۱, ۱۳۹۶ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سال گذشته، وقتی در اوج طراحی مدار و سیستم های هوشمند برای آب و فاضلاب بودم، وارد جلسه ی مبارکی شدم به اسم همنت روستا! اونجا معضل بیکاری و پتانسیل خوابیده در کار آفرینی سیستم های بسیار ساده تر را مشاهده کردم، مثلا انواع صنایع دستی و استفاده از کود مرغی و و و …

    و از همانجا دیدم که کار آفرینی فقط دانش بنیان و سیستم های پیچیده نیست، ایده ای که دادم و همان مرحله اول کار رد شد، استاندارد سازی تولیدات صنایع دستی بود، بطوری که اگر هزارتا کیف تولید کردیم، همه هزارتا شبیه هم باشند، تا بتوانیم استاندارد بگیریم.

    ***

    ایام گذشت و همچنان پیگیر کارهای چرم هستم. چند ماه اخیر تنها تولیدم صنایع چرمی بوده که بحمدالله فروش خوبی هم داشته، خیلی فروش بهتری نسبت به مدارات پیشرفته و بدردنخورم و الان به قدری کارها مشتری پسند شده که دیگر سفارش از هیچ کسی نمی گیرم! هرچه خواستیم ( همراه خانم و برادرم) تولید می کنیم و مشتری هم مجبور است که بخرد! و پروژه استاندارد سازی هم با تولید خط کش الگوهای چرم توسط لیزر شروع شد!

    برخی از جلسه ها تا آخر عمر تاثیر گذارند و هنوز هم دعا به جان برگزار کنندگان جلسه می کنم.

    • تصویر پیوست، تصویر کیف تولیدی مجموعه کوچک خودمان است، کیفی برای تبلت های شرکت مایکروسافت، این کیف الان دست معاون شهردار تهران است!

  5. کوهرنگ

    آبان ۱۲, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    نمایشگاه اختراعات کوهرنگ ثبت نام کرده ام؛ ان شاءالله تشریف بیاورید و در خدمت باشم.

     

     


  6. برای هنرمندان گمنام خانگی

    مهر ۱, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

    در گذشته، هنر ایرانی میان زندگی ها بود. یعنی زنان هنرمند ، قالی می بافتند، ترمه دوزی می کردند ، انواع کیف و لباس ها حاصل هنر دستان زنان هنرمند بود. شوهرها هم هنگام کار، آمدن به خانه و و و با دیدن هنر خانم هایشان آرام می شدند.

    هنوز هم میان زن های عشایر، روح تامین هنر زندگی زنده است. چیزی که در همنت روستا هم مشهود بود و بنده ای که فرزند شهر هستم، به مردان قشقایی غبطه می خوردم و هرگز تصور چنین زندگی زیبایی نداشتم….

    در گذشته نه چندان دور مادران ما در تمامی روستاها و شهرها، به فرزندان آموزش می دادند که هنر را در خانه بیاورند، هنر جاری بود و زندگی ها هم شیرین تر بود!

    مدرنتیه، این رفتار های شیرین را از زندگی گرفت، و هنر بجای عمومی بودن، مخصوص هنرمندان شده! و دیگر وسایل روزمره زندگی هم هنری نیست، هنر به فیلم ها و نقاشی ها تقلیل پیدا کرده. کسی کمتر وسیله هنری در دست اش می گیرد و این فاجعه فرهنگی به بار آورد.

    *

    در این میان، خیلی خوشوقت بودم که در میان دود و شلوغی های شهر، صاحب یکی از هنرهای خانگی شده ام . . .

    هنری، برای استفاده در زندگی روزمره، که با هر دفعه استفاده، روح تازه شود.


  7. سامانه اندازه گیری فشار کل

    مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    patent

    سند ثبت اختراع

    سامانه اندازه گیری فشار کل


  8. من نخبه نیستم!

    مرداد ۱۹, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سوم دبیرستان بودم که هوس ثبت اختراع کردم. اختراع یکی از مهندسین ناسا را می خواستم ثبت کنم. پول نداشتم

    یکی از اقوام گفت همه هزینه های ثبت را من می دهم. فقط اسم مرا هم بزن. بردم و آن زمان که ثبت و تحویل مدارک به صورت دستی بود، ثبت کردم. از آن موقع شدم مخترع. دو هفته گذشت، خواستم ثبت اختراع را پیگیری کنم، همان اختراع قبلی را بردم ثبت اختراع با اسم جدید. بطور همزمان اختراعی که برای بنده نبود، دو بار ثبت کردم!

    چند سال بعد هم همان اختراع دزدی را بصورت شکیل اما ناکارامد و نادقیق ساختم، بردم نمایشگاه و برای بار دوم جایزه اختراعات بنیاد ملی نخبگان را گرفتم ( این هم از نخبگی ما )

    *

    با این مقدمه افتضاح، اختراعی بعد از سالیان ثبت نمودم.

    http://ip.ssaa.ir/Patent/SearchResult.aspx?DecNo=139450140003012097&RN=89489


  9. فضل خدا

    مرداد ۱۲, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    داستان ما این است، ما به فضل خدا در کشوری زندگی می کنیم که با امنیت می توانیم به فعالیت های دینی بپردازیم. یک مقاله از یک جامعه شناس می خواندم در مورد تفاوت پیاده روی اربعین شیعه های ایرانی با سایر کشور ها، این که ایرانی ها چقدر در سفر مواظب خودشان هستند و چقدر پیش بینی همه چیز را در سفر می کنند که مشکلی برایشان پیش نیاید ولی سایر شیعیان با یک دمپایی راهی می شوند یک جوری که انگار قرار نیست دیگر برگردند و تحلیل آن جامعه شناس از چنین رفتاری این بود که ایرانی ها در کشورشان امنیت را در سطح خیلی بالایی تجربه کرده اندکه این گونه سفر می کنند. بنابراین شیعیان دیگر کشور ها برای شیعه بودنشان هزینه ی خیلی زیادی پرداخت می کنند و تقریبا ما تنها کشوری هستیم که نه تنها هزینه ای نمی دهیم بلکه هزینه ای هم دریافت می کنیم تا فعالیت های مرتبط با دین انجام بدهیم.

    بخشی از سخنرانی خانم دکتر حق جو، ریاست بنیاد نخبگان اصفهان ، ( ۰۷ / ۰۵ / ۱۳۹۵ )


  10. کارخانه قطعه سازی (آب حوض کشی پلاس پلاس پلاس پلاس )

    تیر ۲۶, ۱۳۹۵ توسط مرتضی م

    بسم الله

     

    نمی دانم روزگار چرا بازی ام می دهد. بی حساب علم می رسد اما نمره نمی رسد! موفقیت فنی می رسد اما پول نمی رسد!

     

    بهرحال، دیروز، ۹۵/۰۴/۲۶ گرید تولید قطعات جنگنده را از نیروی هوایی ارتش اخذ کردم. یعنی الان رسماً بعنوان قطعه ساز می توانم در مناقصه ها شرکت کنم و اگر برنده شدم، قطعه را تولید کنم!!

     

    این عکسی از هسته مرکزی کارخانه تایید شده تولید قطعات جنگنده

    photo_2016-07-17_08-49-42