RSS Feed
  1. بوی ورشکستگی

    ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    وقتی بوی ورشکستگی هر سازمان / شرکت یا دفتری بلند می شود کارکنان دو دسته می شوند.

     

    ۱- وفاداران.

    تا آخرین لحظات پای کار می مانند. سعی می کنند آن مرکز را زنده نگه دارند. با تمام سختی هایش کنار می آیند ، بعضاً هم یا موفق می شوند، یا با چندین ماه حقوق عقب مانده، بیکار می شوند و دنبال کار دیگری می دوند.

     

    ۲- منفعت طلبان.

    هیچ چیزی برای آن ها مهم تر از تامین معیشت شان نیست. اصلا سر رزق و روزی خانه شان ریسک نمی کنند و تا ورشکستگی رخ نداده خودشان را از مخمصه خلاص می کنند.

     

    بنده از این طیف دوم بودم. در راستای شهرداری رفتن ام.


  2. ساختار شکست پروژه

    ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    رفتم مصاحبه، ازم پرسید اونجا چکار می کردی؟

    گفتم همین ساختار شکست پروژه که رو تخته تون نوشتی، داشتم برای اردو می نوشتم.

     

    گفت خیلی هم عالی. دهن اش آب افتاد و گفت برای ما هم بیا ساختار شکست بنویس!


  3. موفقیت

    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    همسرم به مصاحبه کاری رفت و همان طور که انتظار داشتم، محو توانایی هایش شده اند و از میان چندین نفر مصاحبه شونده، قبول اش کرده اند . . .

    امروز برای تکمیل مدارک و عقد قرارداد به محل کار جدید اش می رود.


  4. دلتنگی

    ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    دلتنگی مثل شکستگی روی عینک آدم می مونه، هرجا که نگاه کنی اونو می بینی!


  5. سرگشتگی

    ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

    یکی از سرگشتگی های دنیای مدرن اینه هرکی رو که دوست داری اسم اش رو تو هر جایی که دم دستت میاد سرچ می کنی…

    گوگل، فیس بوک، اینستاگرام، تلگرام ، دیوار ، جیمیل ، حتی درون وبلاگت و و و …


  6. نوشتن

    ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    یکی از نشونه های اینکه بفهمی الان ذهنت کار می کنه یا کار نمی کنه، قلم زدن به قصد تفریح و آرامش هست.

    موقع نوشتن (اگر عادت به نوشتن داشته باشی) دو حالت پیش میاد

    • یا اتفاقات روزمره محل کار و زندگی ات تو ذهنت میاد.
    • یا چیزی غیر از این ها

     

    اگر مورد اول پیش آمد که وای بر آن ذهن، اگر مورد دوم پیش آمد یعنی یکم از روزمرگی خلاص شده ای.

     

    *

    فعلا مشغول خواندن کتاب عکاسی زیر آتش هستم. یه مشت آدم دلخوش که تو بدترین بحران های بشری (جنگ) که معمولاً هم هیچ ربطی به آن ها نداره ( بالاخره اگر ربط داشت بجای دوربین تفنگ دست می گرفتند) می روند و عکاسی می کنند.

    آخرش هم می شه چندتا یادداشت در مجله یا جدیداً پست های اینستاگرامی.

     

    ولی خاطرات قشنگی دارند.


  7. مجوز

    ۲۶ فروردین ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    هنوز از خستگی دوره تابستانه وسف در نیامده ایم، دوباره دوره داریم. مجوز این را گرفتیم که از آن زمین وا مانده وسف بیرون برویم.

    الان سه تا از شیک ترین اردوگاه های کشور مورد نظر هست

    اردوگاه پیشاهنگی زمان شاه
    اردوگاه فوق لاکچری سازمان پژوهش های علمی و صنعتی کشور

    اردوگاه ایثار که اردوی تیم ملی فوتبال آنجا برگزار می شود و کلی ویلا دارد.

     

     

    به هر کدام فکر می کنم، می گم زیادی برای این بچه هامون دلسوزی کردم تا توانستم مجوز خروج از وسف را بگیریم، زیادی بهشان خوش می گذرد!


  8. نزدیک است…

    ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ توسط مرتضی م


    بسم الله الرحمن الرحیم

    نزدیک است که از دفتر تبلیغات بروم، بروم جایی دیگر و این گفتمان و تحول هایش در علوم انسانی را ! تقدیم تیم شیرازی کنم.


  9. آرزوهای بلند

    ۱۳ فروردین ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    تقریباً هر برنامه ی علمی که در سال جدید دارم به دنیای مهندسی برمی گردد.

    مطالعه حرفه ای مدیریت پروژه و ms project

    آموزش پریمیر

    آموزش برنامه نویسی اندروید.


  10. ارتقا رایانه

    ۱۰ فروردین ۱۳۹۸ توسط مرتضی م

    بسم الله

    از یه جایی به بعد دیگه تکنیک های هوشمندانه کنترل منابع سیستم جواب نمی ده، در به در دنبال ورژن هایی از نرم افزارها بگردیم که منابع کمتری از سیستم اشغال کنند هم جواب نمی ده، باید پول خرج کرد.

    به این نقطه رسیدم و در این وضع حدود یک میلیون تومان پول خرج کامپیوتر کردم. اما از آنجایی که وسایل سرمایه ای مثل همین کیس را درست و حسابی ارتقا می دهم، گشتم و گشتم تا یک استوک فروشی خوب پیدا کردم.

    نتیجه اش این شد

    ۱۶ گیگابایت رم فقط ۷۰۰ هزار تومان

    یک هارد ssd نو هم انداختم ۳۳۰ هزار تومان.

    الان که با سیستم کار می کنم حس پرواز دارم!